| تعداد نشریات | 20 |
| تعداد شمارهها | 439 |
| تعداد مقالات | 3,409 |
| تعداد مشاهده مقاله | 3,660,949 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 2,395,020 |
تأثیر مهارتهای تفکر کارآفرینانه بر دوسوتوانی سازمانی: نقش میانجی سرمایه فکری (مورد مطالعه: معلمان شهر اصفهان) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| آموزش و مدیریت کارآفرینی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| دوره 2، شماره 4 - شماره پیاپی 5، اسفند 1402، صفحه 58-43 اصل مقاله (1.26 M) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22126/eme.2023.9901.1062 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسندگان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نیلوفر صابری؛ حمید رحیمی* | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| تحقق دوسوتوانی سازمانی در ابعاد اکتشاف و بهرهبرداری در نظام آموزشی میتواند از طریق افزایش و رشد مهارتهای تفکر و سرمایه فکری ایجاد گردد. به همین دلیل پرداختن به آن و تلاش برای شناسایی و تقویت عناصر کلیدی مؤثر در موفقیت و تعالی آن از وظایف پژوهشگران و اندیشمندان است لذا هدف این پژوهش، بررسی تأثیر مهارتهای تفکر کارآفرینانه بر دوسوتوانی سازمانی با نقش میانجی سرمایه فکری در معلمان شهر اصفهان بود. نوع پژوهش توصیفی-همبستگی و جامعه آماری شامل معلمان شهر اصفهان بود که از طریق جدول کرجسی و مورگان و به روش تصادفی خوشهای طبقهای متناسب، با حجم 340 نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل سه پرسشنامه دوسوتوانی سازمانی، مهارتهای تفکر کارآفرینانه و سرمایه فکری بود. پایایی ابزارها نیز از طریق ضریب آلفای کرونباخ برای مهارتهای تفکر 98/0، دوسوتوانی سازمانی 97/0 و سرمایه فکری 90/0 برآورد شد. تحلیل دادهها بهصورت توصیفی و استنباطی از طریق نرم افزارهای Amos نسخه 22 و SPSS نسخه 26 انجام گرفت. نتایج نشان داد اثرات کل مهارتهای تفکر کارآفرینانه، سرمایه فکری و اثرات کل سرمایه فکری بر دوسوتوانی سازمانی، مثبت و معنادار بود و نقش میانجی سرمایه فکری، در تأثیر مهارتهای تفکر کارآفرینانه بر دوسوتوانی سازمانی، مثبت و معنادار شد. بر این اساس متصدیان و برنامهریزان امور درسی و آموزشی باید تدابیر لازم را جهت آشنایی معلمان با مهارتهای تفکر کارآفرینانه در نظام آموزش و پرورش و محیطهای یادگیری اتخاذ نمایند. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| آموزش کارآفرینی؛ تفکر کارآفرینانه؛ دوسوتوانی سازمانی؛ سرمایه فکری؛ معلمان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مقدّمه سازمانها در حال حاضر بهطور فزایندهای در مواجهه با محیطهای پویا و شرایط چالشی به سر میبرند که این شرایط آنها را در معرض سطوح بالاتری از پیچیدگی و عدم اطمینان قرار میدهد (فریرا و همکاران[1]، 2016)؛ بنابراین، توانایی سازمانها در حفظ مزیت رقابتی با استفاده از تواناییها و شایستگیهای موجود در سازمان و در عین حال نوآوری، تغییر و به دست آوردن شایستگیها و توانمندیهای جدید، برای بقای آنها حیاتی است. نوآوری در قلب ایجاد ارزش، رشد و رقابت نهفته است و در زمان آشفتگی اقتصادی و رکود، توجه بیشتری را به خود جلب مینماید. این ایده که سازمانها باید همواره امکانات جدید را کاوش[2] و از داراییهای موجود، بهرهبرداری[3] نمایند، موضوع قابل تأملی در ادبیات سازمانها است. توانایی استفاده از وضع موجود (بهرهبرداری) و استفاده از فرصتها برای رشد و بقا در آینده (اکتشاف) دو بال حرکت سازمانها به سمت دوسوتوانی هستند. کاوش به معنای جستجو، کشف، خودمختاری و نوآوری بهمنظور اطمینان از موفقیت سازمان در بلندمدت است و بهرهبرداری به معنای کارایی، کنترل، اطمینان و کاهش واریانس بهمنظور سودآوری کوتاهمدت است (زابیگلاسکی[4]، 2019). سازمانها برای بقا، رشد، افزایش عملکرد، نوآوری و توان رقابتپذیری در محیط پویای امروزی به قابلیت پویای دوسوتوانی سازمانی نیاز دارند؛ زیرا یکی از کارآمدترین روشها برای بهرهبرداری از حداکثر توان و ظرفیت موجود سازمان و جستجوی فرصتهای جدید همراه با رفتارهای نوآورانه در خدمات و تولیدات، استفاده از دوسوتوانی در تمامی سطوح سازمان است (یانسن و همکاران[5]، 2019). به اعتقاد تاشمن و اریلی[6] (2013)، این امیدواری وجود دارد که سازمانهای دوسوتوان عملکرد بهتری داشته باشند و ساختارهای سازمانی را که به ایجاد دوسوتوانی کمک میکند، تشریح کنند. دوسوتوانی کارکنان، یک رویکرد رفتاری در کارکنان است که بهسوی ترکیب فعالیتهای مرتبط با بهرهبرداری و اکتشاف در دورۀ خاصی از زمان انجام میگیرد (رایدن و همکاران[7]، 2019). دوسوتوانی در سطح فردی، توانایی استفادۀ حداکثری از ظرفیتهای موجود و توان اکتشاف ایدههای جدید را فراهم میکند (پاچ و همکاران[8]، 2019). فرد دوسوتوان میتواند بهطور کارآمد از فرصتهایی که پیش روی او قرار میگیرد، استفاده کند و همزمان از همۀ ظرفیتهای خود برای انجام امور جاری بهره گیرد (مقدم و همکاران، 1399). تحقق دوسوتوانی در سازمانها خود نیازمند ایجاد نوعی ساختار و پویش درونی است که بتواند سازمانها را در برابر تحولات محیط برونسازمانی توانمند سازد؛ بهگونهای که بتوانند تغییرات و تحولات محیط را از مدتها قبل پیشبینی کرده و راهبردهای مناسبی را برای برخورد با آنها برگزینند. رویکردی که میتوان از آن با عنوان مهارتهای تفکر نام برد (کاویانی و همکاران، 1397؛ لام و همکاران[9]، 2019)؛ زیرا در نتیجه توجه به مهارتهای تفکر آنهم از نوع کارآفرینانه، سازمانها در بستر جاری خود، مکانیزمهایی هم برای بررسی و ارزیابی محیط و هم کشف فرصت جدید در نظر میگیرند، امری که میتواند به تشخیص و کشف ایدههای جدید و خلق راهبردهای بدیع کمک کرده و منجر به تغییر و تحول سازمانی گردد. کلاننگری، مثبتاندیشی، واقعگرایی و هدفمند نمودن تفکر از جمله ابعاد مهم مهارتهای تفکر کارآفرینانه هستند که این مهارتها میتواند به افزایش دوسوتوانی سازمانی منجر گردد. مهارتهای تفکر کارآفرینانه، راه حلی برای حل مشکلات در محیط کار و ایجاد همکاری و همفکری مطلوب با دیگران است و میتواند باعث موفقیت فرد در حرفه و موفقیت سازمان در سطح کلان شود. کلاننگری یا تفکر سیستمی، کلنگری بهجای جزءنگری است. تکیه صرف بر جزءنگری، امکان فهم الگوهای حاکم بر پدیدهها را از بین میبرد. در سازمانها نیز وضعیت چنین است. پرداختن به اجزاء و واحدها باعث میشود تا افراد و گروهها بهصورت جزیرهای، فکر و عمل کنند و این کار گرچه ممکن است بهبود عملکرد برخی واحدها را نشان دهد؛ اما به عملکرد کلی سازمان لطمه میزند. مثبتاندیشی شکلی از فکر کردن است که بر حسب عادت، در پی کسب بهترین نتیجه از بدترین شرایط است. شخص مثبتاندیش هیچگاه مسائل منفی را به رسمیت نمیشناسد، بلکه به مقابله با آن میپردازد. مثبتاندیشی، تصویرسازی ذهنی مثبت و قراردادن موفقیت بهعنوان پیششرط ذهنی است. تفکرات و هیجانهای مثبت، شادی و شادمانی، شیوههای معمول تفکر آدمی را بهسوی کنجکاوی و آفرینندگی بیشتر سوق میدهد. منظور از واقعیتگرایی، توجه به واقعیتها و امور عینی و پرهیز از رؤیا و تخیلات است. هدفمند کردن، آن دسته از افکاری هستند که بر اساس اهداف ویژهای، سازمان مییابند و فرد با در نظر گرفتن آن اهداف، افکار خود را نیز سازمان میدهد، بهطوری که شخص میتواند بهصورت گامبهگام به تهیه مراحلی بپردازد که موجب رسیدن او به اهدافش شود (یاری، 1379). یکی دیگر از مهمترین تعیینکنندههای دوسوتوانی سازمانی، سرمایههای فکری است (رباطی و همکاران، 1400؛ دیلا لاستارا و همکاران[10]، 2017؛ ژانگ و همکاران[11]، 2022؛ کردی و همکاران[12]، 2022)؛ زیرا تحقیقات نشان میدهد که سازمانهای با قدرت دانش و سرمایة فکری میتوانند برتریهای بلندمدت خود را در عرصههای رقابتی حفظ کنند. ادبیات سرمایه فکری (شامل سرمایه انسانی، سازمانی و ارتباطی) با تمرکز بر ذخایر دانشی سازمان، مباحث جذابی را در بارة تنظیم دو فعالیت متضاد یعنی اکتشاف و بهرهبرداری ارائه کرده است (سابرامانیام و یونت[13]، 2005). ابعاد سرمایة فکری نشاندهنده ذخایر دانشی متمایز در سطوح مختلف سازمانی است که میتواند نقشهای متفاوتی را هنگام ایجاد دوسوتوانی سازمانی ایفا کند (کانگ و اسنل[14]، 2009). استوارت[15] (2001)، معتقد است سرمایه فکری از لحاظ منابع سازمانی، مربوط به ثروتآفرینی از طریق سرمایهگذاری در اطلاعات، دانش، مالکیت فکری و تجربه است. این مفهوم دربرگیرنده سه بعد سرمایه ساختاری، انسانی و مشتری است. سرمایه ساختاری، همان یادگیری و دانش مقرر در فعالیتهای روزمره است. سرمایه ساختاری، حامی سرمایه انسانی است و شامل دانش موجود در سازمانها مانند پایگاه دادهها، استراتژیها و رویههای سازمانی، فرهنگ سازمانی، انتشارات و کپیرایتها میشود که برای سازمانها ارزش ایجاد میکنند. سرمایه انسانی، همان نگرشها، تجربیات و مهارتها، شایستگیها، استعداد و دانش موجود در اذهان افراد است. سرمایه مشتری، همان روابط رسمی و غیر رسمی یک سازمان با ذینفعان خارجی و ادراکهای آنها در باره سازمان و نیز تبادل اطلاعات بین سازمان و آنهاست. سرمایه مشتری برای یک سازمان حائز اهمیت است زیرا با ربط دادن سرمایه انسانی و ساختاری با سایر ذینفعان خارجی، مانند یک عنصر افزایشدهنده ارزشآفرینی برای سازمان عمل میکند. این سه عنصر سرمایه فکری دارای وابستگی متقابل و دوجانبه هستند. سرمایه فکری از طریق ترکیب، بهکارگیری، تعامل، یکپارچهسازی و برقراری تعادل بین سه عنصر خود و نیز مدیریت جریان دانش بین آنها، مطلوبترین ارزش ممکن برای سازمانها را ارائه میکند (بونتیس[16]، 2000). بهمنظور تبیین بهتر مسئله پژوهش ضرورت دارد تا پژوهشهای پیشین مورد نقد قرار بگیرند. در این زمینه، وکیلی و شهریاری (1397) در پژوهشی با عنوان تأثیر سرمایة فکری بر دوسوتوانی سازمانی: نقش تعدیلگر فرهنگ نوآورانه در صنعت برق در کشور نشان دادند که سرمایة فکری تأثیر مثبت و قوی بر دوسوتوانی سازمانی دارد. افزون بر این، سرمایة انسانی و سرمایة سازمانی و سرمایة ارتباطی بر دوسوتوانی سازمانی تأثیر مثبت داشتند. فرهنگ نوآورانه نیز تأثیر سرمایة فکری بر دوسوتوانی سازمانی را تعدیل میکند. کاویانی و همکاران (1397) در پژوهشی با عنوان بررسی رابطه بین تفکر راهبردی و دوسوتوانی سازمانی به این نتیجه رسیدند که بین تفکر راهبردی و کلیه ابعاد آن با دوسوتوانی سازمانی ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد. صادقی و همکاران (1397) در پژوهشی با عنوان تبیین نقش میانجی فرهنگ سازمانی دوسوتوان در ارتباط بین ظرفیت جذب دانش و دوسوتوانی سازمانی به بررسی نقش فرهنگ سازمانی دوسوتوان در شرکتهای تولیدی استان قم پرداختند. یافتهها نشان داد که رابطه مثبت و معنادار بین متغیرهای پژوهش وجود دارد و فرهنگ سازمانی دوسوتوان در رابطه بین ظرفیت جذب دانش و دوسوتوانی سازمانی نقش میانجی دارد. عربی (1398) در پژوهشی با عنوان بررسی تأثیر توانمندسازی بر خلاقیت معلمان با نقش میانجی دوسوتوانی سازمانی در بین معلمان مقطع متوسطه دوم شهرستان تربت حیدریه به این نتیجه رسید که توانمندسازی بر خلاقیت و دوسوتوانی سازمانی معلمان تأثیر مثبت و معناداری دارد. دوسوتوانی سازمانی بر خلاقیت معلمان تأثیر مثبت و معناداری دارد و دوسوتوانی تأثیر توانمندسازی بر خلاقیت معلمان را میانجیگری میکند. دهقانی سلطانی و کرمانی (1401) در پژوهشی با عنوان تأثیر شبکه داخلی بر دوسوتوانی نوآوری با تبیین نقش میانجی انتقال دانش و ظرفیت جذب دانش در نظام آموزش عالی نشان دادند که شبکه داخلی بر دوسوتوانی نوآوری از طریق متغیرهای میانجی انتقال دانش و ظرفیت جذب تأثیر معناداری دارد. تاشمن و اوریلی (2013) در پژوهشی با عنوان دوسوتوانی سازمانی: گذشته، حال و آینده بیان میکنند که دوسوتوانی سازمانی در محیطهای نامطمئن پدیدار میشود و بهطور مثبتی با رشد فروش، عملکرد، نوآوری، ارزشگذاری بازار و بقای شرکت در ارتباط است. آنها معتقدند مطالعات دوسوتوانی سازمانی به پژوهشگران و مدیران کمک کرده است تا چگونگی اکتشاف و بهرهبرداری در سازمانها را بیاموزند. به نظر آنها دوسوتوانی سازمانی در کوتاهمدت ذاتاً ناکارآمد بوده و مستلزم تلاش و هزینه دو برابر و چشمانداز آیندهنگرانه است. کوستوپولوس[17] (2015) در پژوهشی با عنوان تأثیر سـرمایة فکری بر دوسـوتوانی در سـطح واحدها و عملکرد نشان داد که ارتباط مثبتی بین سـرمایة انسانی و اجتماعی با دوسوتوانی وجود دارد، از طرف دیگر سرمایة سازمانی ارتباط منفی با دوسوتوانی دارد. افزون بر این، رابطة بین عملکرد و دوسوتوانی در سازمانهایی که عملکرد بالای منابع انسانی در آنها وجود دارد، قویتر میشود. فو و همکاران[18] (2016) در پژوهشی با عنوان تأثیر سرمایة فکری بر دوسوتوانی و عملکرد در شرکتهای خدمات حسابداری چینی و ایرلندی نشان داد که بین سرمایه فکری و دوسوتوانی سازمانی و عملکرد شرکت رابطه وجود دارد و عناصر سرمایه فکری هرکدام بهطور مختلف دوسوتوانی را تحت تأثیر قرار میدهند و نمیتوان بهطور مستقیم گفت که کدام عنصر اهمیت بیشتری دارد. پریتو و همکاران[19] (2017) در پژوهشی با عنوان تأثیر سرمایة اجتماعی بر نوآوری: نقش دوسوتوانی دانش سازمانی به این نتیجه رسیدند که ترکیبی از سرمایهگذاری بر روی سـرمایة اجتماعی در شرکت و برقراری پیوند بین سرمایة اجتماعی و دوسوتوانی سازمانی مبتنی بر دانش، میتواند نوآوری در این صنعت را به طرز چشمگیری افزایش دهد. مرور پژوهشها نشان داد که متغیرهای دوسوتوانی سازمانی، سرمایة فکری و مهارتهای تفکر کارآفرینانه کمتر در سازمانها و آنهم در سازمان آموزش و پرورش مورد پژوهش و بررسی قرار گرفتهاند؛ این در حالی است که متغیرهای فوق نقش کلیدی و مهمی در عملکرد سازمانهای آموزشی در محیط امروزی دارند؛ بنابراین انجام پژوهش حاضر در سازمان آموزش و پرورش ضرورت دارد. عصر حاضر و کنونی، عصر تغییر و تحولات شدید و شتابنده است. سازمانهای مختلف از جمله سازمانهای آموزشی نیز در مسیر تندباد این تغییرات قرار گرفتهاند. این سازمانها برای دوام و بقا ناگزیرند خود را با این تغییر و تحولات پرشتاب و بیسابقه هماهنگ نمایند و بهموازات تغییرات سختافزاری، باید نیروی انسانی و امکانات نرمافزاری خود را نیز بهروز کنند؛ زیرا سازمان آموزش و پرورش بهعنوان یکی از مهمترین نهادهای آموزشی در هر جامعهای، متولی امر آموزش و پرورش افراد و منشأ تغییرات گسترده اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و... است و بدون تردید ترقی و تعالی جوامع درگرو برخورداری از آموزش و پرورش پویا و اثربخش است. پویایی و اثربخشی نظام آموزشی میتواند در قالب سازههایی مانند دوسوتوانی سازمانی در ابعاد کاوش (جستجوی فرصتهای جدید و درونی کردن و کاربرد دانش جدید) و بهرهبرداری (توانایی برای استفاده از وضع موجود) نمود پیدا کند. به عقیدۀ پژوهشگران، رسیدن به دوسوتوانی نهتنها از نظر سازمانی، بلکه از نظر فردی نیز مهم است؛ زیرا در نهایت کارکنان هستند که باید با رفتار دوسوتوان خود، اجرای آن را در سطح سازمان امکانپذیر کنند (مقدم و همکاران، 1399) و تحقق آن، نیازمند مسئولیتپذیری مشترک کارکنان است. بر اساس پژوهشهای انجام شده، به نظر میرسد تحقق سازهای مانند دوسوتوانی سازمانی در ابعاد اکتشاف و بهرهبرداری در نظام آموزشی میتواند از طریق افزایش و رشد مهارتهای تفکر کارآفرینانه و سرمایة فکری ایجاد گردد. به همین دلیل پرداختن به آن و تلاش برای شناسایی و تقویت عناصر کلیدی مؤثر در موفقیت و تعالی آن از وظایف پژوهشگران و اندیشمندان است؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر مهارتهای تفکر کارآفرینانه بر دوسوتوانی سازمانی با نقش میانجی سرمایههای فکری در سازمان آموزش و پرورش است. شکل 1 بیانگر الگوی مفهومی پژوهش است. شکل 1. الگوی مفهومی پژوهش (پژوهشگر ساخته، 1402) بر اساس مبانی نظری و تجربی پژوهش، فرضیات پژوهش بهصورت زیر ارائه شدند:
روش پژوهش پژوهش حاضر از نظر روششناسی در دسته پژوهشهای توصیفی-همبستگی قرار دارد. جامعه آماری شامل معلمان شهر اصفهان در سال تحصیلی 1402-1403 به تعداد 7431 نفر بود که حجم نمونه از طریق جدول کرجسی و مورگان و به روش خوشهای چند مرحلهای (که در داخل هر خوشه اقدام به نمونهگیری تصادفی طبقهای متناسب گردید) حجم 340 نفر تعیین شد. حجم نمونه بهدست آمده ۳40 نفر بوده است که بعد از توزیع پرسشنامهها، حدود 284 پرسشنامه برگشت داده شد. با توجه به اینکه نرخ بازگشت پرسشنامهها حدود 83% بود؛ بر این اساس، تحلیلهای آماری روی 284 معلم انجام گرفت. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه محققساخته دوسوتوانی سازمانی در قالب دو مؤلفه (اکتشاف و بهرهبرداری) در نُه گویه، پرسشنامه استاندارد مهارتهای تفکر کارآفرینانه (رحیمی، 1397) در بیست گویه و چهار مؤلفه (کلاننگری، مثبتاندیشی، واقعگرایی و هدفمند نمودن تفکر) و پرسشنامه استاندارد سرمایة فکری بونتیس (1998) در پانزده گویه و سه مؤلفه (ساختاری، ارتباطی و انسانی) در طیف پنجدرجهای لیکرت بود. روایی پرسشنامهها از طریق صوری (تأیید کارشناسان) و سازه (تحلیل عاملی تأییدی) مورد بررسی قرار گرفت. از راه تحلیل عاملی تأییدی مشخص شد در متغیر مهارتهای تفکر کارآفرینانه، مؤلفه واقعنگری، در دوسوتوانی سازمانی، مؤلفه استخراج و بهرهبرداری و در سرمایة فکری، مؤلفه ساختاری با 97/0 دارای بیشترین وزن و بار عاملی بودند. پایایی ابزارها نیز از طریق ضریب آلفای کرونباخ برای مهارتهای تفکر 98/0، دوسوتوانی سازمانی 97/0 و سرمایة فکری 90/0 برآورد شد. تحلیل دادهها نیز بهصورت توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار، کجی و کشیدگی) و استنباطی (آزمون تی تکنمونهای، تحلیل مسیر، ضریب رگرسیون و آزمون سوبل) از طریق نرمافزارهای ایموس گرافیک و SPSS نسخه 26 انجام گرفت. یافتهها یافتههای توصیفی گروه نمونه نشان داد که 43% گروه نمونه (فراوانی 123) معلمان مرد و 57% (فراوانی 161) معلمان زن بودند. 14% (فراوانی 41) دارای وضعیت استخدامی قراردادی، 23% (فراوانی 64) پیمانی و 63% (فراوانی 179) رسمی بودند. 27% (فراوانی 75) سابقه خدمت 1 تا 10 سال، 35% (فراوانی 100)، 11 تا 20 سال و 38% (فراوانی 109) 21 تا 30 سال داشتند. بهمنظور بررسی وضعیت نرمال بودن متغیرها، از ضریب چولگی و کشیدگی استفاده شد. مقدار چولگی مشاهده شده برای متغیر مهارتهای تفکر برابر 72/1-، سرمایة فکری 4/1- و دوسوتوانی سازمانی 6/1- است و در بازه (2 و 2-) قرار دارد. مقدار کشیدگی مشاهده شده برای مهارتهای تفکر 78/1، سرمایة فکری 5/1 و دوسوتوانی سازمانی 26/1 است و در بازه (2 و 2-) قرار دارد و از لحاظ کشیدگی، هر چهار متغیر نرمال بوده و توزیع آنها متقارن است. جدول 1. مقایسه میانگین متغیرها با نمره ملاک
بر اساس جدول 1، میانگین متغیر مهارتهای تفکر کارآفرینانه (3/4)، سرمایة فکری (9/3) و دوسوتوانی سازمانی (3/4) بالاتر از حد متوسط (3) است. آزمون تی تک نمونهای نشان داد این تفاوتها در سطح خطای 05/0 معنادار است. شکل 2. مدل نهایی پژوهش جدول 2. خلاصه نتایج برازش مدل
بر اساس نتایج جدول 2، مدل آزمون شده مطالعه حاضر با مدل مفهومی و دادههای گردآوریشده، برازش مناسبی دارد. جدول 3. تحلیل مسیر متغیرها (مدل استانداردشده)
بر اساس جدول 3، اثرات کل مهارتهای تفکر کارآفرینانه بر دوسوتوانی سازمانی و سرمایة فکری و اثرات کل سرمایة فکری بر دوسوتوانی سازمانی، مثبت و معنادار بود. با استفاده از دو روش ضرایب رگرسیون و خطای استاندارد و روش آماره تی، میتوان مقدار آماره آزمون سوبل را بهدست آورد. در پژوهش حاضر از ضرایب رگرسیون استفاده شد. جدول 4. نتایج آزمون سوبل برای بررسی نقش میانجی
از آنجا که ضرایب رگرسیون رابطه بین مهارت تفکر کارآفرینانه و سرمایة فکری (22/0)، ضرایب رگرسیون رابطه بین سرمایة فکری و دوسوتوانی سازمانی (32/0)، خطای استاندارد رابطه بین مهارت تفکر کارآفرینانه و سرمایة فکری (041/0) و خطای استاندارد رابطه بین متغیر سرمایة فکری و دوسوتوانی سازمانی (081/0) بود و مقدار آماره آزمون برابر با 15/3 شد که از مقدار 96/1 بیشتر است و در نتیجه نقش میانجی سرمایة فکری، مثبت و معنادار شد. بحث و نتیجهگیری نتایج نشان داد اثرات کل مهارتهای تفکر کارآفرینانه بر دوسوتوانی سازمانی مثبت و معنادار بود. نتیجه تحقیق حاضر با نتایج تحقیق کاویانی و همکاران (1397) و لام و همکاران (2019) همسویی و مطابقت دارد؛ زیرا در نتیجه توجه به مهارتهای تفکر کارآفرینانه، سازمانها در بستر جاری خود، مکانیزمهایی نیز برای بررسی و ارزیابی محیط و هم کشف فرصت جدید در نظر میگیرند، امری که میتواند به تشخیص و کشف ایدههای جدید و خلق راهبردهای بدیع کمک کرده و منجر به تغییر و تحول سازمانی گردد (پالیوکیت و پیسه سا، 2015). قابل تبیین است که مهارتهای تفکر کارآفرینانه، راه حلی برای حل مشکلات در محیط کار و ایجاد همکاری و همفکری مطلوب با دیگران است و میتواند باعث موفقیت فرد در حرفه و موفقیت سازمان در سطح کلان شود. وجود نسبی هرکدام از عناصر کلاننگری، مثبتاندیشی، واقعگرایی و هدفمندی تفکر بهعنوان اجزای مهارتهای تفکر در معلمان باعث میگردد که آنان بهتر بتوانند به تشخیص و کشف ایدههای جدید و خلق راهبردهای بدیع پرداخته و به تغییر و تحول سازمانی کمک کنند. کلاننگری یا تفکر سیستمی باعث میشود تا افراد و گروهها بهصورت جزیرهای فکر و عمل نکنند، مثبتاندیشی باعث میشود شیوههای معمول تفکر آدمی را بهسوی کنجکاوی و آفرینندگی بیشتر سوق دهد، واقعیتگرایی باعث توجه به واقعیتها و امور عینی و پرهیز از رؤیا و تخیلات میشود و هدفمند کردن تفکر باعث میشود که افکار بر اساس اهداف ویژهای سازمان یابند و فرد با در نظر گرفتن آن اهداف، افکار خود را نیز سازمان دهد، بهطوری که شخص میتواند بهصورت گامبهگام به تهیه مراحلی بپردازد که موجب رسیدن او به اهدافش شود؛ بنابراین بهمنظور دوسوتوان شدن سازمان آموزش و پرورش، نیاز به معلمانی با مهارتهای تفکر در ابعاد مختلف است که بتوانند تغییرات را مدیریت و در عین حال خلاقیت و نوآوری را پرورش دهند و قادر باشند در شرایط پیچیده هم در زمینة مدیریت امور روتین و هم در زمینة انجام فعالیتهای جدید، تعادل برقرار کنند. بر اساس نتایج، اثرات کل سرمایة فکری بر دوسوتوانی سازمانی، مثبت و معنادار بود. نتایج تحقیق حاضر با نتایج تحقیق وکیلی و شهریاری (1397)، کوستوپولوس (2015) و فو و همکاران (2016) همسویی و مطابقت دارد. سرمایة فکری بهعنوان عامل پیشرفت سازمان (یوسف[20]، 2023)، خلاقیت (ویلیامسون و همکاران[21]، 2019)، توسعه پایدار (آلوینو همکاران[22]، 2022) و ایجاد نوآوریهای جدید (ریدگ و همکاران[23]، 2021) است. کیانتو و همکاران[24] (2020) معتقدند وجود سرمایه انسانی در سازمانهای آموزشی با دانش و نگرش مناسب و نیز با گذراندن دورههای آموزشی تخصصی و سرمایه ساختاری با استقرار راهبرد پویا و طراحی ساختار سازمانی منعطف و در نهایت سرمایه رابطهای با ایجاد روابط مطلوب با ذینفعان داخلی و خارجی یا به عبارتی در قالب سرمایه انسانی، ساختاری و رابطهای در ایجاد زمینه ظهور نوآوری سازمانی نقش مهمی دارند. شایان ذکر است که سرمایه انسانی همان داراییهای غیر ملموس سازمان است که نسبت به سایر داراییهای فکری سازمان، ارزشمندتر است زیرا زیربنای نوآوری در سازمان است. دانش و تجربه افراد بر تمایل آنها برای تسهیم و تبادل دانش تأثیر میگذارد که نهتنها منجر به ترکیب مجدد دانش برای خلق ایدههای نو میشود بلکه درک و پذیرش دانش، ایده و رویکردهای جدید را نیز تسهیل میکند. از اینرو هنگامی که سازمانها سرمایه انسانی بالایی داشته باشند کارکنان آنها خلاقتر، ماهرتر و توانمندترند. آنها قادرند دانش جدید، استفاده مجدد از دانش موجود و داشتن دانش حرفهای برای تسهیم آن با دیگران را کسب کنند. از اینرو دوسوتوانی سازمانی به دانش، مهارت و توانایی افراد (سرمایه انسانی) متکی است. سرمایه ارتباطی بر تعامل جمعی تأکید دارد که به نوآوری و یا فرایند نوآوری منجر میشود. افزون بر این، سرمایه ارتباطی به توسعه نقشههای مشترک و اعتقاد به اینکه چگونه اعضا باید در داخل سازمان عمل کنند کمک میکند. سرمایه ساختاری نیز از طریق ضبط، کدگذاری، ذخیره دانش افراد و ایجاد فرایندهای قوی میتواند به دوسوتوانی سازمانی کمک کند. نقش سازمان میتواند شامل تسهیل ارتباطات، تعامل و تسهیم ایدهها در بین افراد و گروهها در سازمان و نیز شبکههای آنها باشد؛ زیرا سرمایه ساختاری ارگانیک اجازه جریان دانش بین سطوح مختلف سازمانی را میدهد و میتواند به تحقق دوسوتوانی سازمانی کمک کند. نقش میانجی سرمایة فکری، در تأثیر مهارتهای تفکر کارآفرینانه بر دوسوتوانی سازمانی، مثبت و معنادار شد. در سازمانهای کنونی با توجه به پیچیدگیهای مربوط به فناوری و فضای رقابتی، حفظ حالت ایستایی و جلوگیری از تغییر، ناکارآمد است. بهمنظور رفع و کاهش ناکارآمدی، اگر مدیران بتوانند با استفاده از مهارتهای تفکر در ابعاد مختلف مانند تفکر سیستمی و کلاننگر، مثبتاندیشی، واقعگرایی و هدفمند کردن تفکر، بهصورت مشارکتی و مشورتی به مسائل نگاه کنند، جزیرهای عمل نکنند، احساسات فعال مثبت داشته باشند، پاسخگویی و حس مسئولیتپذیری نسبت به محیط و جامعه خود را در اولویت قرار دهند، یک شبکه ارتباطی قوی بین خود و سایر افراد سازمان بر مبنای اطمینان متقابل ایجاد کنند و منافع سازمان و خود را توأمان در نظر گیرند میتوانند از سرمایههای فکری موجود در سازمان استفاده بهینه کنند. استفاده بهینه از سرمایههای فکری موجود در سازمان چه در بعد انسانی و ارتباطی و چه در بعد ساختاری میتواند آمادگی هرگونه تغییرات متناسب تحولات محیطی را در سطح سازمان فراهم آورد و مطلوبترین ارزشهای ممکن برای سازمانها را ارائه کند. سازمان آموزش و پرورش هم بهعنوان یک سیستم اجتماعی مستثنی از این قاعده نیست و میتواند از طریق مهارتهای تفکر و سرمایههای فکری موجود، هم در جستجوی فرصتهای جدید و درونی کردن و کاربرد دانش جدید (کاوش) باشد و هم از دانش جدید برای اصلاح وضع موجود (بهرهبرداری) استفاده کند. بر اساس نتایج پژوهش پیشنهادهای زیر ارائه میگردد - در راستای تقویت و افزایش دوسوتوانی سازمانی، توصیه میشود، تدوین و اجرای برنامههای آموزشی و پرورشی در سازمان و مدرسه در جهتی باشد که معلمان بتوانند با استفاده از دانش، تجربیات، مهارتها و ایدههای نو و جدید خویش به معلمان کاوشگر و بهرهبردار در مدرسه تبدیل شوند. - با توجه به تأثیر مهارتهای تفکر کارآفرینانه روی سرمایة فکری و دوسوتوانی سازمانی، در این صورت به نظر میآید توجه متصدیان امور آموزشی و برنامهریزان درسی و آموزشی به تدابیر لازم در جهت آشنایی معلمان با مهارتهای تفکر کارآفرینانه نقش مهمی در نظام آموزش و پرورش و محیطهای یادگیری ایفا میکند؛ بهگونهای که میتوان از طریق برگزاری دورههای آموزشی ضمن خدمت مناسب، ارزیابیهای منظم و نیز انجام پژوهشهای دورهای بیشتر برای توسعه این مهارتها زمان گذاشت. - در زمینة تقویت سرمایة فکری در سازمان آموزش و پرورش، پیشنهاد میشود نگرش تکریم ارباب رجوع در بین تمام اعضای سازمان تقویت شود؛ کار تیمی بیشتر و تشویق شود؛ جوّ و فرهنگ حمایتی ایجاد و تقویت و از ایدههای خلاقانه اعضا حمایت شود. - سیستم آموزش و پرورش بهصورت اعم و مدارس بهصورت اخص میتوانند با تلاش در راستای ایجاد جوی پویا و فاصله گرفتن از جوی ایستا، انگیزش افراد در راستای ارتباطات بیشتر و خلق ایده و عملکرد بدیع را افزایش دهند. به این منظور میتوانند در کنار جلساتی که بهصورت رسمی برگزار میشود، جلسات بحث و گفتگوی دوستانهتر و شادتر را نیز در دستور کار قرار دهند. - روشهای مشارکتی تدریس مانند درسپژوهی باعث ارتقای همکاری و تسهیم دانش معلمان شده و معلمان تازهکار میتوانند دانش خود را در این زمینه در اختیار معلمان با سابقه بالاتر قرار دهند و از طرف دیگر از تجربیات و دانش ضمنی شکلگرفته آنها در طی سالیان تدریس بهره برند و این همافزایی به روشهای تدریس ترکیبی نوآورانه معلمان منجر شود. - همچنین پیشنهاد میشود سایر پژوهشگران، ارتباط مهارتهای تفکر کارآفرینانه را با سایر متغیرها مانند سرزندگی مسیر شغلی، انسداد سازمانی، اینرسی سازمانی و نظایر آن بررسی کنند. - پیشنهاد میشود در پژوهشی، پیشایندها و پیامدهای دوسوتوانی سازمانی بررسی گردد. از جمله محدودیتهای این پژوهش، استفاده صرف از پرسشنامههای خود گزارشدهی برای ارزیابی متغیرها، محدود شدن نمونه پژوهش به معلمان شهر اصفهان و بررسی و جمعآوری مقطعی دادهها بود. سپاسگزاری مقاله حاضر برگرفته از پایاننامه انجام شده در مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت آموزشی، مصوب در شورای تخصصی دانشکده علوم انسانی دانشگاه کاشان به تاریخ 21/3/1402 و به شماره 1243287 است. نویسندگان مقاله از کلیه مسئولین محترم آموزش و پرورش و معلمان شهر اصفهان که به هر طریق ممکن در این مطالعه همکاری نمودهاند، تشکر مینماید.
[1]. Ferreira et al. [2]. Exploration [3]. Exploitation [4]. Zabiegalski [5]. Jansen et al. [6]. Tushman & O'Reilly [7]. Raiden at al. [8]. Posch & Garaus [9]. Lam et al. [10]. Dela Lastra et al. [11]. Zhang et al. [12]. Kordi et al. [13]. Subramaniam & Youndt [14]. Kang & Snell [15]. Stewart [16]. Bontis [17]. Kostopoulos et al. [18]. Fu et al. [19]. Prieto et al. [20]. Yousaf [21]. Williamson et al. [22]. Alvino et al. [23]. Rideg et al. [24]. Kianto et al. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
منابع
دهقانی سلطانی، مهدی، قانونی کرمانی، مهدی. (1401). تأثیر شبکه داخلی بر دوسوتوانی نوآوری با تبیین نقش میانجی انتقال دانش و ظرفیت جذب دانش در نظام آموزش عالی. آموزش علوم دریایی، 9(2)، 56-39.
رباطی، سلمان؛ فهیمینژاد، علی؛ مرسل، باقر؛ حسینی نیا؛ سید رضا. (1400). اثر شفافیت سازمانی بر دوسوتوانی سازمانی با میانجی مستندسازی تجربیات و همافزایی سرمایه انسانی (مطالعه موردی ادارات ورزش و جوانان استان تهران). مدیریت منابع انسانی در ورزش، 9(1): 43-25.
رحیمی، حمید. (1397). بررسی رابطه بین مهارتهای تفکر با خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان دانشگاه کاشان و علوم پزشکی، راهبردهای آموزش در علوم پزشکی.۱۱ (۲): ۹۱-۹۶.
صادقی، محمدتقی؛ موحدی، فرزاد؛ رجبزاده، علی. (1397). تبیین نقش میانجی فرهنگ سازمانی دوسوتوان در ارتباط بین ظرفیت جذب دانش و دوسوتوانی سازمانی، فصلنامه مدیریت فرهنگ سازمانی، 16 (4): 898-871.
عربی، سیده مهری. (1398). بررسی تأثیر توانمندسازی بر خلاقیت معلمان با نقش میانجی دوسوتوانی سازمانی (مورد مطالعه: معلمان مقطع متوسطه دوم شهرستان تربت حیدریه)، پنجمین کنفرانس ملی علوم انسانی و مطالعات مدیریت، تهران.
کاویانی، حسن؛ صالحی، جمشید؛ فتحآبادی، حسین. (1397). بررسی رابطه بین تفکر راهبردی و دوسوتوانی سازمانی، پژوهشنامه مدیریت تحول، 10 (20).
مقدم، علیرضا؛ ویشلقی، محدیه؛ جعفری، میثم. (1399). منابع انسانی استراتژیک و تغییر استراتژیک در سازمان: تحلیل نقش میانجی دوسوتوانی رفتاری. مطالعات منابع انسانی، 10 (3): 133-158.
وکیلی، یوسف؛ شهریاری، سلطانعلی. (1397). تأثیر سرمایه فکری بر دوسوتوانی سازمانی: نقش تعدیلگر فرهنگ نوآورانه (مورد مطالعه: صنعت برق در کشور)، فصلنامه توسعه کارآفرینی، 11 (2).
یاری، کسری. (1379). مقایسه سبکهای تفکر دبیران زن و مرد مقطع متوسطه فیروزآباد، پایاننامه کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی، سازمان مدیریت و برنامهریزی استان فارس.
References Alvino, F., Di Vaio, A., Hassan, R., & Palladino, R. (2020). Intellectual capital and sustainable development: A systematic literature review. Journal of Intellectual Capital, 22 (1), 76-94. Arabic, S. (2018). Investigating the effect of empowerment on teachers' creativity with the mediating role of organizational ambivalence (case study: secondary school teachers of Torbat Heydarieh city), 5th National Conference on Humanities and Management Studies, Tehran. (in Persian). Bontis, N. & Girardi, J. (2000). Teaching knowledge management and intellectual capital lessons: an empirical examination of the Tango simulation, International Journal of Technology Management, 27 (5), 545-55. Bontis, N. (1998). Intellectual capital: An exploratory study that develops measures and models. Management Decision, 36 (42), 63-76. Dehghani Soltani, M., & Ghanouni Kermani, M. (2022). The effect of internal network on innovation ambidexterity by explaining the mediating role of knowledge transfer and knowledge capacity in the higher education system. Journal of Research on Management of Teaching in Marine Sciences, 9 (2), 39-56. doi: 10.22034/rmt.2022.542240.1925 (in Persian). Dela Lastra, F. S., Natalia, G. C. & Sánchez-Gardey, G. (2017). Building ambidextrous organizations through intellectual capital: A proposal for a multilevel model, Intangible Capital, 13 (3), 668-693. Ferreira, P., Klarner, P., & Raisch, S. (2016). Staying agile in the Saddle: CEO Tenure, TMT characteristics, and organizational ambidexterity. Academy of Management Proceedings, 1, 15877. Fu, N., Ma, Q., Bosak, J. & Flood, P. (2016). Intellectual capital and organizational ambidexterity in Chinese and Irish professional service firms, Journal of Organizational Effectiveness: People and Performance, 3 (2), 94-114. doi: 10.1108/JOEPP-03-2016-0021 Jansen, J. J. P., Simsek, Z. & Cao, Q. (2019). Ambidexterity and performance in multiunit contexts: Cross-level. Moderating effects of structural and resource attributes, Strategic Management Journal, 33(11), 1286-1303. Kang, S. & Snell, S.A. (2009). Intellectual capital architectures and ambidextrous learning: a framework for human resource management. J. Manag. Stud. 46, 65-92. Kavyani, H., Salehi Sedghiani, J., & Fath Abadi, H. (2018). Investigation the relationship between strategic thinking and organizational ambidexterity (Case of: military units). Transformation Management Journal, 10 (2), 21-44. doi: 10.22067/pmt.v10i2.64749 (in Persian). Kianto, A., Sáenz, J., & Aramburu, N. (2020). Knowledge-based human resource management practices, intellectual capital and innovation. Journal of Business Research. 8, 11-20. Kordi, E., Abdoli, M., & Valiyan, H. (2022). Intellectual capital maturity assessment based on ambidextrous learning themes: evidence from Iranian oil and gas knowledge-based companies. Petroleum Business Review, 6 (3), 79-103. doi: 10.22050/pbr.2022.312346.1236 Kostopoulos, K. C., Bozionelos, N. & Syrigos, E. (2015). Ambidexterity and unit performance: Intellectual capital antecedents and cross-level moderating effects of human resource practices. Human Resource Management. 54 (S1), s111-s32. Lam, S. K., DeCarlo, T. E. & Sharma, A. (2019). Salesperson ambidexterity in customer engagement: Do customer base characteristics matter? Journal of the Academy of Marketing Science, 47, 659-680. Moghaddam, A., Vishlaghi, M., & Jafari, M. (2020). Strategic Human Resources and Strategic Change in Organizations: Analyzing the Mediating Role of Behavioural Ambidexterity. Journal of Human Resource Management, 10 (3), 133-158. doi: 10.22034/jhrs.2020.237178. 1442 (in Persian). Paliokaitė, A., & Pačėsa, N. (2015). The relationship between organizational foresight and organizational ambidexterity. Technological Forecasting & Social Change, 101, 165-181. Posch, A., & Garaus, C. (2019). Boon or curse? A contingent view on the relationship between strategic planning and organizational ambidexterity. Long Range Planning, 101878. Prieto, I., Martin Cruz, N. & Perez, V. (2017). Social capital, knowledge integration and ambidexterity of project-based teams in R&D organizations, Academy of Management, Rahimi, H. (2018). The Study of Relationship between thinking Skills with Academic Self-Efficacy in Students at Universities of Kashan and Medical Sciences. Educ Strategy Med Sci; 11 (2), 91-96. (in Persian). Raiden, A., Räisänen, C., & Kinman, G. (2019). Behavioral ambidexterity: Effects on individual well-being and high performance work in academia. Journal of Further and Higher Education, 44 (4), 568-582. Rideg, A., Szerb, L., & Varga, A. R. (2023). The role of intellectual capital on innovation: Evidence from Hungarian SMEs. Tec Empresarial, 17 (2), 1-19. Robati, S., Fahiminezhad, A., & Morsel, B. (2021). Effect of Organizational Transparency on Organizational Ambidexterity with Mediating Role of Human Capital Synergy and of Documentation Experiences (Case Study of Tehran Sports and Youth Administrations). Human Resource Management in Sports, 9 (1), 25-43. doi: 10.22044/shm.2022.9475.2173 (in Persian). Sadeghi, M. T., Movahedi Sobhani, F., & Rajabzade Ghatari, A. (2018). Explaining the Role of Mediating Ambidextrous Organizational Culture in the Relationship Between Knowledge Absorptive Capacity and Organizational Ambidexterity. Organizational Culture Management, 16 (4), 871-898. doi: 10.22059/jomc.2019.239239.1007309 (in Persian). Stewart, T. A. (2001). The wealth of knowledge: Intellectual capital and the twenty-first century organization. New York: Doubleday/Currency. Subramaniam, M. & Youndt, M. A. (2005). The influence of intellectual capital on the types of innovative capabilities. Acad. Manag. J. 48, 450-463. Tushman, M. L. & O’Reilly, C. A. (2013). Organizational ambidexterity: past, present, and future, Academy of Management Perspectives, 27 (4), 324-338. doi: 10.5465/amp.2012.0015. Vakili, U., & Shahriari, S. (2018). The effect of intellectual capital on organizational ambidexterity: Explanation of moderating role of innovative culture (Electricity Industry in the country). Journal of Entrepreneurship Development, 11 (2), 381-400. doi: 10.22059/jed.2018.262908. 652672 (in Persian). Williamson, H. M., Lounsbury, J. W., & Han, L. D. (2019). Key personality traits of engineers for innovation and technology development. Journal of Engineering and Technology Management, 30 (2), 157-168. Yari, K. (1379). Comparison of thinking styles of male and female secondary school teachers in Firozabad, master's thesis in educational management, Fars province management and planning organization. (in Persian). Yousaf, M. (2023). Labour productivity and firm performance: evidence from certified firms from the EFQM excellence model. Total Quality Management & Business Excellence, 34 (3-4), 312-325. Zabiegalski, E. (2019). The rise of the ambidextrous organization: the secret revolution happening right under your nose, Business Research Consulting. Zhang, Z., Wang, X. & Chun, D. (2022). The effect of knowledge sharing on ambidextrous innovation: triadic intellectual capital as a mediator. J. Open Innov. Technol. Mark. Complex. 8, 25. doi: 10.3390/joitmc8010025 Zhou, F., Qiu, L. & Wang, N. (2019). Strategic flexibility, intellectual capital and two-way open innovation. Sci. Res. Manag. 40, 85-93. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 453 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 318 |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||