| تعداد نشریات | 21 |
| تعداد شمارهها | 457 |
| تعداد مقالات | 3,578 |
| تعداد مشاهده مقاله | 4,385,104 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 2,889,805 |
چالشهای زیستمحیطی، ایمنی غذایی و مقرراتی غلات مهندسیشده: از تراریختی تا ویرایش ژنوم مبتنی بر CRISPR | ||
| بیوتکنولوژی و بیوشیمی غلات | ||
| مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از تاریخ 15 مرداد 1405 | ||
| نوع مقاله: مروری | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22126/cbb.2026.14022.1149 | ||
| نویسنده | ||
| حمیدرضا نوریزدان* | ||
| Persian Gulf University | ||
| چکیده | ||
| چکیده مقدمه: غلات بهعنوان ستون فقرات امنیت غذایی جهان، نقشی تعیینکننده در تأمین کالری و پروتئین جمعیت رو به رشد جهان ایفا میکنند. با تشدید چالشهای زیستمحیطی از قبیل تغییرات اقلیمی، محدودیت منابع آبی و افزایش تنشهای زیستی و غیرزیستی، فناوریهای مهندسی ژنتیک از تراریختی کلاسیک در محصولات زراعی تا سامانههای نوین ویرایش ژنوم (مانند CRISPR/Cas9) به ابزارهایی راهبردی برای ارتقای عملکرد و کیفیت محصول تبدیل شدهاند. با این حال، علیرغم پتانسیلهای فنی، ادغام این فناوریها در نظامهای تولید کشاورزی همچنان با چالشهای پیچیدهای در حوزههای ایمنی غذایی، مخاطرات زیستمحیطی و شکافهای عمیق در سیاستگذاریهای نظارتی در کشورهای مختلف روبهرو است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل جامع این چالشها و ارائه تصویری از وضعیت فعلی دانش در این حوزه انجام شده است. مواد و روشها: این مطالعه با رویکردی انتقادی و مروری، شواهد علمی موجود را در محورهای ایمنی غذایی، ارزیابی ریسک زیستمحیطی و چارچوبهای نظارتیِ غلات مهندسیشده تلفیق کرده است. جستوجوی منابع در پایگاههای استنادی معتبر (مانند Web of Science، Scopus و PubMed) با تمرکز بر کلیدواژههای اصلی انجام شد. معیارهای ورود منابع شامل اعتبار علمی، ارتباط مستقیم با موضوع، و تکیه بر یافتههای تجربی یا گزارشهای بینالمللی (WHO، FAO و EFSA) بود. تمرکز تحلیل بر موضوعاتی نظیر جریان ژن، تغییرات ناخواسته در متابولوم، اثر بر موجودات غیرهدف، و تفاوت رویکردهای نظارتی در قبال محصولات تراریخته در مقایسه با محصولات ویرایششده ژنومی قرار گرفت. یافتهها: استفاده از غلات مهندسیشده زمانی میتواند به پایداری و امنیت غذایی کمک کند که ارزیابی ریسک آنها بر مبنای مدیریت علمی و به صورت موردی انجام شود. با این حال، دادهها حاکی از آن است که ایمنی این محصولات نباید صرفاً بر اساس فرایند تولید، بلکه باید بر پایه ویژگیهای محصول نهایی ارزیابی شود. بهرهگیری از رویکردهای چنداُمیکی (بهویژه متابولومیکس) بهعنوان مکملی قدرتمند برای ارزیابی همارزی اساسی، امکان شناسایی تغییرات غیرمنتظره در ترکیب شیمیایی و آلرژیزایی را بهطور قابلتوجهی افزایش داده است. علاوه بر این، شکاف میان پیشرفتهای سریع فناوریهای نوین اصلاح ژنتیکی و چارچوبهای نظارتی موجود در بسیاری از کشورها، چالشی مهم برای تجاریسازی و بهرهمندی کشاورزان از این نوآوریها محسوب میشود. نتیجهگیری: هیچیک از فناوریهای نوین اصلاحی را نمیتوان بهطور مطلق ایمن یا پرخطر دانست. پایداری و امنیت محصولات مهندسیشده مستلزم حرکت به سوی نظامهای نظارتی مبتنی بر شواهد، شفافیت اطلاعاتی و مشارکت عمومی است. ارزیابی ریسک باید فراتر از مدلهای کلاسیک، در قالب پایشهای زیستمحیطی بلندمدت و آزمونهای تغذیهای دقیق صورت گیرد. در نهایت، تدوین راهبردهای سیاستی که همزمان از نوآوریهای بیوتکنولوژیک حمایت کرده و نگرانیهای ایمنی جامعه را مرتفع سازد، کلید گذار موفق به نظامهای غذایی هوشمند و پایدار در آینده است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| ارزیابی ریسک؛ ایمنی غذایی؛ برچسبگذاری؛ جریان ژن؛ متابولومیکس | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 38 |
||