| تعداد نشریات | 21 |
| تعداد شمارهها | 470 |
| تعداد مقالات | 3,687 |
| تعداد مشاهده مقاله | 4,928,618 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 3,140,512 |
تحلیل شناختی غیاب در اسطورههای کیخسرو و آرتورشاه از دیدگاه نظریه آمیزه مفهومی | ||
| مطالعات زبانها و گویشهای غرب ایران | ||
| مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از تاریخ 18 مهر 1405 | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22126/jlw.2026.14309.1910 | ||
| نویسندگان | ||
| عشرت سادات میرحسینی1؛ علی ایزانلو* 2؛ شهلا شریفی3 | ||
| 1گروه زبانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دکتر علی شریعتی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران | ||
| 2استادیار گروه زبانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد | ||
| 3گروه زبانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران | ||
| چکیده | ||
| اسطورهها بازتابدهنده باورها و جهانبینی ملتها هستند و «غیاب» به عنوان یک پدیده تکرارشونده در آنها، معنایی فراتر از فقدان یا نابودی، به همراه دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تطبیقی غیاب در دو شخصیت اسطورهای کیخسرو (ایرانی) و آرتورشاه (سلتی) بر اساس نظریه آمیزه مفهومی فوکونیه و ترنر انجام شده است. روش پژوهش از نوع تحلیل محتوای روایتهای اسطورهای با رویکرد توصیفی-تحلیلی است. دادهها ابتدا کدگذاری مفهومی شده و سپس در قالب شبکههای آمیزه (شامل فضاهای ورودی، فضای عام، نگاشتهای همتا، روابط حیاتی و ساختار نوظهور) تحلیل گردیده است. یافتهها نشان میدهد در روایت کیخسرو، فضای درونداد دوم ماهیتی الهی دارد و به شکلگیری ساختار نوظهور «قدسیشدن» برای مشارکت در فرجام جهان میانجامد؛ ولی در روایت آرتورشاه، فضای درونداد دوم کارکردی جادویی و حفاظتی دارد و ساختار نوظهور «حفاظت» از پادشاه برای بازگشت را پدید میآورد. اگرچه هر دو روایت از الگوی شناختی مشترکی برای مفهومسازی غیبت و بازگشت بهره میبرند، تفاوت در چارچوبهای فرهنگی، افق معنایی متفاوتی برای قهرمان اسطورهای ایجاد میکند؛ به گونهای که در اسطوره ایرانی، مأموریت قهرمان در مقیاس کیهانی تعریف میشود، اما در اسطوره آرتوری، در چارچوب قلمرو خویش معنا مییابد. این یافته بر نقش فرهنگ در شکلگیری ساختارهای نوظهور تأکید دارد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| شبکه آمیزه مفهومی؛ اسطوره؛ غیاب؛ کیخسرو؛ آرتورشاه | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1 |
||