| تعداد نشریات | 20 |
| تعداد شمارهها | 445 |
| تعداد مقالات | 3,499 |
| تعداد مشاهده مقاله | 3,798,132 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 2,498,085 |
راهبردهای کارآفرینانه در توسعه خوشههای بندری برای دستیابی به زنجیره ارزش جهانی غلات (مورد مطالعه: بندر انزلی) | ||
| آموزش و مدیریت کارآفرینی | ||
| دوره 3، شماره 3 - شماره پیاپی 8، آذر 1403، صفحه 69-92 اصل مقاله (1.93 M) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22126/eme.2024.10968.1110 | ||
| نویسندگان | ||
| سید حسین پیمان* 1؛ سیّد سینا معصومی2؛ محمد حسین اصغرپور سرشکه3 | ||
| 1گروه مهندسی بیوسیستم، دانشکده علوم کشاورزی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران. | ||
| 2گروه مدیریت صنعتی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و حسابداری، دانشگاه یزد، یزد، ایران. | ||
| 3گروه مهندسی صنایع، دانشگاه یزد، یزد، ایران. | ||
| چکیده | ||
| بنادر به عنوان مراکز توزیع تجارت و شبکه حمل و نقل، نقش مهمی در توسعه اقتصاد ملی دارند. بندر انزلی، با موقعیت راهبردی در شمال ایران، نقطهای مهم برای دسترسی به بازارهای اوراسیا محسوب میشود. این پژوهش با هدف تدوین راهبردهای کارآفرینانه در توسعه خوشههای بندری برای ارتقاء بندر انزلی به نسل سوم بنادر و ورود به زنجیره ارزش جهانی غلات انجام شده است. برای گردآوری دادهها از دو بخش اسنادی- میدانی استفاده شد. نمونهگیری هدفمند برای انتخاب خبرگان شامل 18 متخصص صنعتی، سازمانی و دانشگاهی انجام شد که در حوزه خوشههای بندری و صادرات صنایع تبدیلی غلات تجربه داشتند. تحلیل کیفی دادهها با روش تحلیل لایهای علتها نشان داد که عوامل تأثیرگذار بر نفوذ به زنجیره ارزش جهانی در چهار لایهی (10 عامل در لایه عینی (لیتانی)، 8 عامل در لایه ساختاری و سیستمی، 5 عامل در لایه باورها و گفتمان و 4 عامل در لایه نمادین و استعارهای) تقسیمبندی میشوند. بر اساس این یافتهها، راهبردهایی برای گذار از وضعیت فعلی پیشنهاد شد که در 5 محور کلیدی دستهبندی میشوند: مالی-مالیاتی، آموزشی-ترویجی، دیپلماسی-فرهنگی، زیرساختی-فناوری و قانونی-حقوقی. این گستردگی راهبردها نشان میدهد که صرفاً حمایت مالی از بنگاهها کافی نیست و باید به جنبههای متنوعتری پرداخته شود. رویکرد پیشنهادی میتواند مدیران را در طراحی دورنمای واقعی صادرات، بهویژه در بخش کشاورزی، یاری دهد و از شکلگیری رانتهای اقتصادی جلوگیری کند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| تحلیل لایهای علتها؛ توسعه صادرات؛ راهبردهای توسعه؛ مدیریت کارآفرینی؛ نسل سوم بنادر | ||
| اصل مقاله | ||
|
مقدّمه حدود ۸۰ درصد از کالاهای جهان از طریق دریا حملونقل میشوند و بنادر نقش حیاتی در اقتصاد جهانی دارند. آنها جزء شبکه تأمین گستردهای هستند که امکان جابهجایی تجارت و اطلاعات بین مناطق جغرافیایی دورافتاده را فراهم میکنند (پاراسکواس و همکاران[1]، 2024). اقتصاد جهانی به حملونقل دریایی کارآمد وابستهاست. به همین دلیل، بنادر با فشارهای روزافزون برای بهبود عملکرد خود روبهرو هستند که شامل محدودیتهای اقتصادی، زیستمحیطی انرژی و عملکرد میشود که میتواند پایداری بلندمدت آنها را تحتتأثیر قرار دهد (پویگ و همکاران[2]، 2014). یکی از رویکردهای عملیاتی در بهبود عملکرد پایدار بنادر ایجاد خوشههای بندری (بهاصطلاح خوشه صنایع تبدیلی و تکمیلی صنایع) است. موضوع خوشههای بندری میتواند بهعنوان بخشی از رویکرد نظری و عملی به توسعه حملونقل، خدمات لجستیک و حملونقل در نظر گرفته شود (کوسیس[3]، 2011). یک خوشه بهعنوان مجموعهای از واحدهای تجاری، انجمنها و سازمانهای دولتی یا خصوصی که در یک منطقه جغرافیایی متمرکز و حول یک تخصص اقتصادی خاص فعالیت میکنند، تعریف میشود. خوشههایی که در اطراف بنادر شکل میگیرند و شامل شرکتهای مرتبط با فعالیتهای بندری هستند، بهعنوان خوشههای بندری شناخته میشوند (میز و همکاران[4]، 2020). شرکتها در یک خوشه بندری با دادن دستمزد به کارکنان خود و پرداخت مالیاتهای مربوط به آنها به اقتصاد کمک میکنند. افزون بر این، هنگامیکه بسیاری از شرکتها و کارخانهها دفاتر خود را در نزدیکی یک بندر دریایی تأسیس میکنند، علاوه بر ایجاد مشاغل بیشتر، به افزایش ظرفیت بندر نیز کمک میکنند. این مشارکتها به این واقعیت بستگی دارد که یک بندر مجموعهای از فعالیتهای اقتصادی است که از طریق آن طیف متنوعی از محصولات حمل میشود (دلانگن و هازندونک[5]، 2012). با این حال، خوشههای بندری افزون بر منافع اقتصادی، به محیطزیست آسیب میزنند. افزایش تعداد شرکتها و استفاده بیشتر از تجهیزات بندری نیاز به وسایلنقلیه زمینی و دریایی را افزایش میدهد. سوختهای مصرفی این مسائل باعث انتشار دیاکسید کربن (CO2) و دیاکسید گوگرد (SOx) میشود که کیفیت هوا را در اطراف بندرگاه کاهش داده و بر سلامت عمومی تأثیر منفی میگذارد (میز و همکاران، 2020). خوشههای بندری میتوانند شامل همکاریهای افقی، عمودی و بین شرکتی باشند. همکاری افقی در این اکوسیستم تجاری به تعامل بین شرکتهای بندری برای بهرهبرداری از منابع مشترک و جلوگیری از رقابت غیر ضروری اشاره دارد. همکاری عمودی به همکاری بین شرکتهای بندری و شرکتهای بالادستی و پاییندستی در زنجیره تأمین، برای بهبود عملیات و تقسیم ریسکها مربوط میشود (لی و همکاران[6]، 2020). در واقع همکاریهای افقی و عمودی از مهمترین روشهایی هستند که شرکتها میتوانند از آنها برای ایجاد زنجیره ارزش استفادهکنند. این همکاریها امکان ادغام و بهرهبرداری از منابع و تخصصهای مختلف را فراهم میکنند و میتوانند به بهبود عملکرد پایدار (بنادر) کمک کنند (ابراهیمپور و همکاران، 1400). مطابق با ادبیات توسعه خوشهها، شکلگیری و گردش کار در خوشهها بهعنوان فرایندی طبیعی مطرح شدهاست و بسیاری از خوشهها، بهویژه خوشههای مبتنی بر منابع، بهصورت خودکار فعالیت میکنند؛ اما توسعه بلندمدت یک خوشه را نمیتوان به شانس واگذار کرد و نیاز به برنامهریزی و تدوین راهبری مناسب برای توسعه مؤثر خوشهها بسیار جدی است (حیدری و همکاران، 1397). از اینرو مطالعه حاضر بر آن است تا راهبردهایی جهت توسعه خوشههای بندری با استفاده از نفوذ در زنجیره ارزش جهانی تدوین و ارائه نماید. شکلگیری و توسعه خوشههای صنعتی بهویژه در حوزههایی نظیر صنایع تبدیلی و تکمیلی کشاورزی، نقش حیاتی در تقویت اقتصاد محلی و ملی دارد (پیمان، 1401). با توجه به اهمیت اقتصادی این صنایع در افزایش ارزش افزوده محصولات کشاورزی، ایجاد اشتغال و تحریک نوآوری، این پژوهش بر آن است تا راهبردهایی برای توسعه خوشههای بندری بانفوذ در زنجیره ارزش جهانی تدوین و ارائه کند. استان گیلان بهدلیل موقعیت جغرافیایی ویژه و منابع طبیعی غنی، ظرفیت بالایی برای توسعه این صنایع دارد. نزدیکی به دریای خزر و زیرساختهای موجود، فرصت مناسبی برای ایجاد و توسعه خوشههای صنعتی در بندر انزلی فراهم میآورد. توسعه این صنایع از طریق فرآوری محصولات کشاورزی و افزایش ماندگاری آنها، میتواند منجر به بهبود رقابتپذیری، افزایش صادرات و ایجاد فرصتهای کارآفرینی در منطقه شود. کارآفرینی در این حوزه میتواند بهعنوان محرکی برای تقویت نوآوری، بهرهوری و ایجاد اشتغال پایدار عمل کند. ایجاد و توسعه خوشههای صنعتی در بندر انزلی نهتنها به ورود به بازارهای بینالمللی کمک میکند، بلکه زمینهساز تحول بندر به یک بندر نسل سوم و توسعه اقتصادی منطقه خواهد بود. این رویکرد با تقویت ساختارهای اقتصادی و اجتماعی، نقشی کلیدی در تحقق اهداف توسعه پایدار ایفا میکند. مبانی نظری و پیشینه پژوهش اسلک[7] (1985) معتقد است که در فرایند انتخاب بندر، حملونقل کنندگان بیشتر تحتتأثیر قیمت و خدمات حاملهای زمینی و دریایی قرار میگیرند تا تفاوتهای زیرساختهای بندر. و انگ و منگ[8] (2004) مدل بازی تکاملی شراکت زنجیره تأمین را بر اساس نظریه بازی تکاملی ایجاد و روند پویای تکاملی آن را تحلیل کردند. دِ لانگن و ویسر[9] (2005) رقابتپذیری بندر دریایی میسیسیپی پایین را از دیدگاه خوشه مورد بررسی قرار دادند و نتایج آنها نشان از اهمیت حکومت محلی در ارائه راهبردهایی عملیاتی را برای رقابتپذیری خوشه دارد. منگان و همکاران[10] (2008) نشان دادند که بنادر میتوانند نقشهای مختلفی در زنجیرههای تأمین ایفا کنند و محدود به نقش سنتی خود بهعنوان نقطه ساده ترانزیت بار نیستند. ژو[11] (2011) یک مدل تصمیمگیری را ایجاد کرد که در آن شرکتهای بندری از طریق همکاری مبتنی بر تواناییها با بحرانها روبهرو میشوند. ژاو[12] (2012) مفهوم هماهنگی استراتژیک بندر را خلاصه کرد، هماهنگی استراتژیک افقی و عمودی را بهطور سیستماتیک مورد بررسی قرار داد و سپس یک اتحادیه از بنادر در استان ژجیانگ چین را پیشنهاد داده است. مک لافلین و بیرون[13] (2013) همکاری راهبردی بنادر را از طریق یک ماتریس همکاری / رقابت مفهومی جدید مورد بررسی قرار میدهند که میتواند برای ارزیابی راهبردهای پاسخ بنادر به رقابت میان بنادر و تغییرات دینامیک رقابتی دریایی استفاده شود. شائو[14] (2013) از روشها و ابزارهای نظری مانند نظریه بازی، نظریه قرارداد، مدلسازی سیستم، شبیهسازی و ANP استفادهکرد تا مکانیزم هماهنگی زنجیره تأمین خدمات بندری را مورد پژوهش قرار دهد. و انگ و ژانگ[15] (2013) معنای اکوسیستم خوشه حملونقل را ارائه میدهند و مکانیسم داخلی اکوسیستم خوشه حملونقل را از سه جنبه، تفاوت شرکتهای فردی، رقابت و همکاری گروههای صنعتی و همتکامل خوشه حملونقل و محیط خارجی مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهند. هیدالگو-گالگو و همکاران[16] (2013) یک بررسی از پژوهشهای اخیر در صنعت بندری ارائه میدهند، از روشهای تعاملی استراتژیک از یک سازمان صنعتی، نظریه بازی استفاده میکنند و بر پنج موضوع تمرکز دارند: مالکیت، رابطه بین بنادر و سرزمینهای پشتیبان، روابط ادارات بندر و اپراتورهای بندر، تصمیمات سرمایهگذاری در ظرفیت و تخصص بنادر. کوتوسکا[17] (2017) ادعا میکند که رقابتپذیری بنادر دریایی یک مسئله پیچیدهاست. این مسئله میتواند از دیدگاه منطقه کل، خود بندر و همچنین یک شرکت بنادر فردی مشاهده شود. در نهایت، هنگ و لیو[18] (2017) مزایای رقابتی شرکتهای بندری در چین را تجزیه و تحلیل کرده و بحثی متناسب در باره گزینههای استراتژیک آینده شرکتهای بندری ارائه دادند. لی و همکاران (2020) از الگوی بازی تکاملی برای بحث در مورد فرایند تغییر پویا و استراتژی پایدار تکاملی توسعه مشارکتی شرکت اصلی و شرکت تعاونی در اکوسیستم تجاری بندر استفادهکرد. سپس، عوامل مؤثر بر تصمیمگیری یا انتخاب اقدام سازمانی تحلیل شدند و الگوی عددی صحت مدل را تأیید کردند. در نهایت، پیشنهادهایی در مورد توسعه اکوسیستم تجارت بندری ارائه شدهاست. شیائو[19] و همکاران (2023) با مروری بر تاریخچه تحقیقات رقابتپذیری بنادر به تبیین نیاز به تحقیق در زمینه خوشههای بندری و ایجاد یک سیستم شاخص از منظر توسعه خوشه بندری از نظر ظرفیت، مقیاس، پتانسیل توسعه و درون محیط توسعه خوشه روش TOPSIS برای ارزیابی عینی سطح رقابت هر بندر در خوشههای اصلی بندر در چین و تلاش برای بهبود مدل ماتریس بوستون برای شناسایی هر نوع بندر استفادهکرد. مطالعه ریاض[20] (2024) ابعاد دیگری از این مسئله را روشن کرد زیرا نقش حکایتهای دولت را در تشکیل و رشد خوشه صنعت لجستیک دریایی در بنادر را مورد مطالعه قرار داد. در نهایت مطالعه ابزارهای سیاستی مختلفی برای دولت را همچون توسعه زیرساختها، مشوقهای مالی، مقررات حمایتی، برنامههای آموزشی منابع انسانی، ترویج سرمایهگذاری و همکاری بین سهامداران شناسایی میکند که بهواسطه آن تسهیل کارآفرینی در خوشههای بندری میسر میشود. با این حال، مطالعه تبیین میکند که اجرای سیاستها با چالشهایی مانند هماهنگی بین ذینفعان، اولویتبندی سرمایهگذاری زیرساختها، توسعه منابع انسانی ماهر و یک چارچوب نظارتی مؤثر نیز مواجه است. مطالعه زین[21] و همکاران (2024) تحلیلی از چگونگی تعریف «شهر بندری»، روشهایی که بنادر و شهرها بهصورت همزیستی وجود دارند و تأثیرات اصلی بر نحوه توسعه کارآفرینی در شهرهای بندری ارائه میکند. نتایج مطالعه آنها نشانمیدهد که هشت عامل بر این توسعه تأثیر دارد که 1- امکانات و زیرساختها، 2- مدیریت روابط، 3- برنامهریزی شهری، 4- عملکرد بندر و رقابت، 5- محیطزیست، 6- رشد جمعیت، 7- جاذبههای شهر بندری و 8- الگوگیری را مشمول میشود. برای بهبود و بهرهوری بنادر و حرکت بهسمت نسل سوم که یکی از شکافهای پژوهشی است، کارآفرینی نقش کلیدی ایفا میکند. بندر انزلی، بهعنوان یکی از مهمترین بنادر شمال کشور و محور ارتباطی با بازارهای بینالمللی، نیازمند تحول و ارتقا به نسل سوم بنادر است. این تحول تنها با پذیرش و اجرای سیاستها و راهبردهایی ممکن است که نهتنها بهرهوری بنادر را افزایش میدهند، بلکه فضایی برای نوآوری و ایجاد کسبوکارهای جدید فراهم میآورند. با تکیهبر کارآفرینی و نفوذ در زنجیره ارزش جهانی، بندر انزلی میتواند به سطح جدیدی از عملکرد و رقابتپذیری دست یابد. مطالعات و اقدامات در این زمینه برای تسهیل ورود کارآفرینان به این حوزه و ایجاد فرصتهای نوین اقتصادی ضروری و اجتنابناپذیر است. روش پژوهش پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، تحلیلی تفسیری است. دادههای مورد نیاز برای تجزیه و تحلیل از مطالعه کتابخانهای و بررسی مقالهها و مطالب مرتبط با بازار جهانی غلات و زنجیره ارزش آن، آیندهپژوهی و روش تحلیلی لایهای علتها جمعآوری شده و علل اصلی استخراج شده بهمنظور ایجاد همگرایی 18 نفر از خبرگان صاحبنظر اعم از خبرگان صنعتی (6 خبره شامل مدیران و صادرکنندگان فعال در حوزه صنایع تبدیلی و تکمیلی غلات استان گیلان)، سازمانی (8 خبره شامل مدیران میانی و کارشناسان ارشد اداره کل بنادر و دریانوردی استان گیلان) و دانشگاهی (4 خبره شامل اساتید گروههای اقتصاد، مدیریت و کشاورزی فعال در حوزه خوشههای صنعتی) ارائه شدهاست. طی چند مرحله مصاحبه فردی و گروهی مجموعه علتهای اولیه شناساییشده، خبرگان با اخذ و تعدیل آرا خود، در نهایت علتهای نهایی را در لایههای مختلف مشخص کردند. برای ایجاد همگرایی میان نظرات خبرگان، مصاحبههایی با 18 نفر از صاحبنظران شامل خبرگان صنعتی (6 نفر از مدیران و صادرکنندگان فعال در حوزه صنایع تبدیلی و تکمیلی غلات استان گیلان)، سازمانی (8 نفر از مدیران میانی و کارشناسان ارشد اداره کل بنادر و دریانوردی استان گیلان) و دانشگاهی (4 نفر از اساتید گروههای اقتصاد، مدیریت و کشاورزی که در حوزه خوشههای صنعتی فعالیت میکنند) انجام شد. این مصاحبهها در چند مرحله بهصورت فردی و گروهی برگزار شدند. در طی این جلسات، علتهای اولیه شناسایی و سپس با اخذ و تعدیل آرا خبرگان، علتهای نهایی در لایههای مختلف تعیین شدند. مصاحبههای فردی در دفاتر کاری خبرگان طی مرداد و شهریور 1400 انجام شد. مصاحبههای گروهی نیز در دیماه 1401، با حضور مدیر کل و تعدادی از مشارکتکنندگان و خبرگان، در اداره کل بنادر و دریانوردی انزلی برگزار شد. روش تحلیل لایهای علتها بهعنوان یک روش آیندهپژوهی توسط عنایتالله[22] (1998) طراحی شدهاست که از لحاظ روش، کیفی و از لحاظ رویکرد، اکتشافی است. در این روش، درک یک پدیده با عمیق شدن در لایههای سازنده آن صورتمیگیرد. با اشاره به چارچوب روششناختی پژوهش و مبتنی بر نظریه و روش تحلیل لایهای علتها، ترسیم یک وضعیت مطلوب در آینده قبل از تلاش برای ساختن آن، توجه به دقیق شناختن وضعیت فعلی بسیار ضروری است. این شناخت دقیق میتواند اساسی قوی برای ایجاد وضعیت مطلوب در آینده باشد (عنایتالله، 1383). به این ترتیب، با توجه به این روش و نظریه، آغاز مطالعه و تحقیق با تحلیل لایههای ظاهری آغاز میشود. در چارچوب این روش، پژوهشگر با شروع از شناخت لایه عینی یکبهیک لایهها، بهتدریج به لایههای عمیقتر پیش میرود. این فرایند بر اساس اصلی است که هر لایهای که بررسی میشود، عوامل و عللی را نمایان میکند که آن لایه را تشکیل دادهاند؛ بهعبارت دیگر، این روش از لایههای عینی (لیتانی) شروع میکند و بهتدریج به لایههای سیستمی، گفتمانی و سپس نمادها، استعارهها و اساطیر میرسد. این استدلال بر این اساس است که آنچه در لایههای بالاتر و ظاهری قابل مشاهدهاست، تحتتأثیر عوامل و عللی است که در لایههای پایینتر و عمیقتر قرار دارند (رستمی و همکاران، 1402).
شکل 1. چارچوب روش پژوهش با استفاده از روش تحلیل لایهای علتها شکل 1 چهارچوب روش پژوهش حاضر را بهمنظور انجام تحلیلها برگرفته از مطالعه قاسمی و همکاران (1400) نشانمیدهد. مطابق با آنچه در شکل ارائه شده لازم است تا مصاحبههای عمیق نیمه ساختاریافتهای با خبرگان (صنعتی، سازمانی و دانشگاهی) انجام شود. در لایه لیتانی پرسشهای: 1- چه چالشها و فرصتهایی در بازار جهانی برای محصولات مرتبط با غلات ایران از مسیر بندر انزلی وجود دارد؟ 2- چه راهکارهایی برای بهبود وضعیت صادرات این محصولات به کار گرفته شدهاست یا میتوان متصور شد؟ در لایه نظام اجتماعی سؤالهای: 1- چه نقشهای دولتی و خصوصی در حمایت از خوشههای صنایع تبدیلی و تکمیلی ایفا میگردد؟ 2- چه ساختارهای قانونی و سیاستگذاریهایی برای تسهیل نفوذ به بازارهای جهانی غلات مورد نیاز است؟ 3- چه عواملی در سیستم تجاری و اقتصادی بندر انزلی باعث تضعیف یا تقویت صادرات غلات میشوند؟ در لایه گفتمان پرسشهای: 1- چه باورها و نگرشهایی در میان تولیدکنندگان و صادرکنندگان غلات در بندر انزلی وجود دارد که بر روی عملکرد صادرات تأثیر میگذارند، 2- گفتمانها و استدلالهای رایج در مورد اهمیت و مزایای ایجاد خوشههای صنایع تبدیلی و تکمیلی در بندر انزلی چیست؟ 3- چگونه میتوان نگرشهای مثبت نسبت به صادرات و تولید در بازار جهانی را در میان فعالان این حوزه تقویت کرد؟ در لایه استعارهها و نمادها سؤالهای: 1-چه نمادها و استعارههایی در فرهنگ محلی بندر انزلی وجود دارند که میتوانند به تقویت صادرات غلات کمک کنند؟ 2- آیا داستانها در فرهنگ محلی یا ملی وجود دارند که بتوان از آنها برای تقویت انگیزه و باورهای مثبت در بین تولیدکنندگان و صادرکنندگان غلات استفادهکرد؟ طرح و در مصاحبهها استفاده شد. در ادامه ابتدا بخشهای مختلف متن مصاحبهها به کدهای باز تخصیص داده شدند. سپس این کدهای باز به لایههای مختلف تحلیل چندلایه علتها مرتبط شدند. در این مرحله، هر کد باز با یکی از لایههای لیتانی، نظام اجتماعی، گفتمان، یا استعارهها و نمادها همخوانی داده شد. این ساختاردهی منظم به محقق امکان داد تا تحلیل عمیقتری از دادهها انجام داده و ارتباطات و الگوهای پنهان را بهتر درک کند. در نهایت، تحلیل جامع و دقیق دادهها بر اساس این کدگذاریها و ارتباطات لایهای انجام شد. یافتهها تحلیل صادرات و واردات نهادهها در سطح جهانی به ما کمک میکند تا الگوها و فرصتهای تجاری را شناسایی کنیم که برای کارآفرینان اهمیت بالایی دارند. این تحلیلها نشان میدهند که کدام نهادهها در کدام کشورها با هزینه کمتر تولید میشوند و کدام کشورها نیاز به واردات آنها دارند. چنین اطلاعاتی به کارآفرینان کمک میکند تا تصمیمات استراتژیک در زمینه تأمین مواد اولیه، انتخاب بازارهای هدف و ایجاد زنجیرههای تأمین کارآمد بگیرند. همچنین، با درک تغییرات در تجارت جهانی نهادهها، کارآفرینان میتوانند فرصتهای جدید برای نوآوری، تولید محصولات با ارزش افزوده بالاتر و توسعه بازارهای بینالمللی را شناسایی و بهرهبرداری کنند. لذا در پژوهش حاضر قبل از بررسی عوامل اثرگذار بر هر یک از چهار سطح روش تحلیل لایهای علتها لازم است تا وضعیت چهار نهاده مورد مطالعه (گندم، برنج، جو و ذرت) انجام شود. به این منظور با استفاده از پایگاه داده مرکز تجارت بینالمللی (ITC) بررسی صادرات و واردات برای هر یک از نهادههای منتخب انجام شدهاست. بر اساس پایگاه داده مرکز تجارت بینالمللی (ITC)، ارزش کل واردات گندم در جهان در سال 2020 میلادی کمی کمتر از 4/47 میلیارد دلار است. کشور ایران با واردات این محصول به ارزش تقریبی 260 میلیون دلار در جایگاه 42 واردکنندههای این محصول قرار دارد و 1 درصد از واردات این محصول را به خود اختصاص داده است.
شکل 2. روند 10 ساله واردات گندم برای 10 کشور برتر بهاضافه ایران در شکل 3 مناطق گمرکی که گندم از این مناطق وارد کشور میشود با توجه به اطلاعات سایت گمرک[23] ایران برای آمار سال 1400 مشخص شدهاست. با توجه بهشکل 3 بندر امامخمینی، منطقه شهید رجایی و چابهار مناطقی هستند که بیشترین درصد گندم وارد شده از این مناطق است. تقریباً نیمی از گندم وارداتی از بندر امامخمینی وارد میشود.
شکل 3. مناطق گمرکی وارد کننده گندم به ایران بر اساس میزان درصد از کل واردات این محصول بر اساس پایگاه داده مرکز تجارت بینالمللی (ITC)، ارزش کل صادرات برنج در جهان در سال 2020 میلادی برابر 25.5 میلیارد دلار است. ایران با صادرات این محصول به ارزش 2,632,000 دلار در جایگاه 65 صادرکنندههای این محصول قرار دارد. با توجه بهشکل 5 بندر امامخمینی، منطقه شهید رجایی و چابهار مناطقی هستند که بیشترین درصد برنج وارد شده از این مناطق است.
شکل 4. روند 10 ساله واردات برنج برای 10 کشور برتر برحسب هزار دلار
شکل 5. مناطق گمرکی وارد کننده برنج به ایران بر اساس میزان درصد از کل واردات این محصول بر اساس پایگاه داده مرکز تجارت بینالمللی (ITC)، ارزش کل واردات ذرت در جهان در سال 2020 میلادی برابر 3/39 میلیارد دلار بوده است. ایران با واردات این محصول به ارزش 08/1 میلیارد دلار در جایگاه 9 واردکنندههای این محصول قرار دارد و 3 درصد از واردات این محصول را به خود اختصاص داده است. با توجه بهشکل 7 بیش از 80 درصد ذرت وارداتی از بندر امامخمینی وارد کشور میشود و بنادر امیرآباد، انزلی و نوشهر در جایگاههای بعدی قرار دارند.
شکل 6. روند 10 ساله واردات ذرت برای 10 کشور برتر برحسب هزار دلار
شکل 7. مناطق گمرکی وارد کننده ذرت به ایران بر اساس میزان درصد از کل واردات این محصول بر اساس پایگاه داده مرکز تجارت بینالمللی (ITC)، ارزش کل واردات جو در جهان در سال 2020 کمتر از 7 میلیارد دلار است. کشور ایران با واردات این محصول به ارزش 155 میلیون دلار در جایگاه 13 واردکنندههای این محصول قرار دارد. با توجه بهشکل 9 تقریباً نیمی از واردات جو از بندر امیرآباد صورتمیگیرد و از دیگر مناطقی که محل واردات این محصول هستند میتوان بندر امامخمینی، بندر نوشهر و بندر انزلی را نام برد.
شکل 8. روند 10 ساله واردات جو برای 10 کشور برتر بهاضافه ایران برحسب هزار دلار
شکل 9. مناطق گمرکی وارد کننده جو به ایران بر اساس میزان درصد از کل واردات این محصول بعد از بررسی وضعت واردات لازم است تا میزان صادرات زنجیره ارزش محصولات مرتبط با نهادههای گندم، برنج، جو و ذرت تبیین شود تا شکل کاملتری از وضعیت فعلی نفوذ در بازار جهانی غلات مشخص شود. شکل 10 محصولات مرتبط با این نهادهها را نشانمیدهد. با بررسی اطلاعات پایگاه داده گمرک ایران ارزش صادراتی محصولات مرتبط این نهادهها در بندر انزلی معادل 5,243,701 دلار در سال 1402 است که 80 درصد از این مقدار معادل 4,156,529 دلار ارزش صادراتی این محصولات به کشور عراق است. صادرات این محصولات 02/0 درصد از مجموع ارزش صادرات محصولات از بندر انزلی و 001/0 درصد از مجموع ارزش صادراتی کل کشور است. پس از بررسی وضعیت صادرات و واردات نهادههای مورد مطالعه، فرصتهای متعددی برای کارآفرینی در صنایع تبدیلی و تکمیلی شناسایی شد. این اطلاعات به کارآفرینان کمک میکند تا آگاهی بیشتری از بازارهای مختلف کسب کرده و در حوزههای جدید سرمایهگذاری کنند.
شکل 10. صنایع و محصولات مرتبط با غلات گندم، برنج، جو و ذرت (پیمان، 1401) بهمنظور ترغیب کارآفرینان به توسعه خوشههای بندری و ایجاد انتفاع جمعی، پس از بررسی وضعیت نفوذ در زنجیره ارزش جهانی مرتبط با چهار نهاده مورد نظر، از روش تحلیل لایهای علتها استفاده شد. این روش بهمنظور شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر نفوذ در بازار جهانی در چهار لایه مختلف صورت گرفت. در این فرایند، نشستهای خبرگان برگزار شد که طی آن، هر یک از این لایهها از سطح به عمق مورد بررسی قرار گرفتند. عوامل مؤثر بر وضعیت کنونی این تجارت در هر یک از لایههای مختلف معرفی و تحلیل شدند. این تحلیلها به کارآفرینان کمک میکند تا با درک عمیقتر از پیچیدگیهای بازار جهانی، استراتژیهای مؤثرتری برای توسعه خوشههای بندری و افزایش رقابتپذیری در بازارهای بینالمللی اتخاذ کنند. لایه اول، یا همان لایه مسائل عینی یا لیتانی، آشکارترین لایه از چهار لایه موجود است و نمایانگر دیدگاه شکلی و پذیرفتهشده از پدیده مورد بررسی است. در این لایه، آسیبشناسی پدیدهها سطحی و برای همه بهراحتی قابل تشخیص است. تحلیل پدیده مورد بررسی در این لایه، همراه با قبول مفروضات، نقد و پرسشی نیست. همچنین، رویدادها، موضوعات و روندها بهصورت مستقل و بدون ارتباط و تأثیر متقابل در نظر گرفته میشوند. این نوع ارزیابی از پدیدهها و آینده آنها معمولاً بهعنوان آیندهپژوهی متداول شناخته میشود. عوامل مؤثر بر نفوذ در بازار زنجیره ارزش جهان محصولات مرتبط با غلات چهارگانه در سطح عینی بر اساس نظرات خبرگان شامل موارد ذیل میشود: آموزشی-اطلاعاتی
سیاسی - قانونی
زیرساختی - تولیدی
در لایه دوم، بهعنوان لایه علل اجتماعی، دیدگاه سیستمی مورد بررسی قرار میگیرد. در این سطح، دادههای مربوط به مسائل اجتماعی بهطور کلی توضیح داده میشوند و مورد سؤال قرار میگیرند. علل مختلف از جمله عوامل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و تاریخی مورد بررسی قرار میگیرند. در این سطح، دادهها بهشکلی کمی تفسیر میشوند و اغلب مورد نقد و پرسش قرار میگیرند، بهعبارت دیگر، زبان پرسش معمولاً با پارادایمهای موجود همخوانی دارد و در مسیر تفکرات موجود پیش میرود. عوامل مؤثر بر نفوذ در بازار زنجیره ارزش جهان محصولات مرتبط با غلات چهارگانه در سطح ساختارها و سیستمها بر اساس نظرات خبرگان شامل موارد ذیل میشود: ساختار اجتماعی - فرهنگی
ساختار اقتصادی - مالی
ساختار سیاسی - قانونی
در لایه سوم، تمرکز بر فهم ساختار، جهانبینی و گفتمان است. این لایه نهتنها به پشتوانه دعاوی مرتبط با آینده میپردازد، بلکه به آن دعاوی مشروعیت نیز میبخشد و عوامل اجتماعی که مسئله عینی را شکل میدهند (لایه اول) را تبیین میکند. در این لایه، توجه به دیدگاههای بزرگ و پارادایم، موجب میشود که پدیدارها و رویدادهای دنیا را بهعنوان واقعی یا غیر واقعی درک کنیم. تلاشهای آیندهپژوه در این مرحله برای شناخت ساختارهای فرهنگی، زبانی و اجتماعی که حیات میبخشند، معنیبخش است. فهم فرضیات عمیق در باره مسائل آینده و ارائه تفسیری نو در باره مسئله، در این لایه بهخصوص مورد توجه قرار میگیرد. در این مرحله، آیندهپژوه میتواند گفتمانهای مختلفی که به آینده شکل میدهند را کشف کرده و نشان دهد که چگونه گفتمانی که برای فهم مسائل به کار میرود، در تعریف خود آن مسئله نقش دارد. شکل 11 عوامل مؤثر در سطح گفتمانها و باورها بر اساس نظرات خبرگان ارائه میشود.
شکل 11. عوامل مؤثر بر نفوذ در بازار زنجیره ارزش جهانی محصولات مرتبط با غلات چهارگانه در سطح گفتمانها و باورها در لایه چهارم، به فهم نمادها و استعارههایی پرداخته شد که به شیوهای ناخودآگاه، جهانبینی و گفتمانی که عوامل اجتماعی و مسائل عینی را شکل میدهد، کمک میکنند. در این لایه، عمیقترین روایتها، الگوها و تصاویر ذهنی که به آینده ما ربط داده شده، بررسی میشوند و ریشههای آنها مورد بررسی قرار میگیرند. این روایتها، الگوها و تصاویر مربوط به احساسات افراد است و نه افکار آنها؛ بهعبارت دیگر، یک تجربه احساسی و انگیزشی از جهانبینی به وجود میآید. زبان استفاده شده در این لایه کمتر واضح است و بیشتر تلاش میشود تا تصاویر بصری به مخاطب منتقل شوند و این استعارهها بهعنوان شکلدهندههای تمدن گذشته، حال و آینده بازنمایی شوند. تبدیل استعارههای متداول و ارائه استعارههای جدید، رویکرد مناسبی برای ارزیابی و نقد و خلق آیندههای جدید است؛ بنابراین، فهم استعارهها و اسطورهها نهتنها به ما کمک میکند تا لایههای عمیقی که آینده را شکل میدهند را شناخته، بلکه با ارتقا عوامل ناخودآگاه و اسطورهها، ما را به خلق آیندههای جدید و بیشتر از حد معمول عقلانی، هدایت میکند.
شکل 12. عوامل مؤثر بر نفوذ در بازار زنجیره ارزش جهان محصولات مرتبط با غلات چهارگانه در سطح نمادها و استعارهها پیکربندی لایهها در شکل 13 نشان دادهشدهاست.
شکل 13. پیکربندی عوامل مؤثر بر نفوذ در زنجیره ارزش محصولات مرتبط با چهار نهاده منتخب با توجه به منطق و فرض بنیادی روش و نظریه تحلیل لایهای علتها در این پژوهش که مدل مفهومی آن بر اساس این روش و نظریه شکل گرفته است، در ارائه راهبردهای نفوذ در زنجیره ارزش محصولات مرتبط با چهار نهاده منتخب و عملیاتی کردن آنها بهترتیب زیر عمل میشود: راهبردهای معطوف به اصلاح نمادها و استعارهها
راهبردهای معطوف به اصلاح باورها و گفتمانها
راهبردهای معطوف به اصلاح ساختارها و سیستمها
راهبردهای معطوف به بهبود عملکردها و امکانات و ابزارها (سطح لیتانی)
بحث خوشههای بندری بهعنوان مجموعهای از کسبوکارها و واحدهای صنعتی در نزدیکی یکدیگر، نقش کلیدی در بهبود بهرهوری، کاهش هزینهها و افزایش رقابتپذیری ایفا میکنند. این خوشهها با ایجاد شبکههای قوی از همکاری و اشتراک منابع، بستری مناسب برای نوآوری و توسعه کارآفرینی فراهم میآورند. همکاریهای میان واحدهای صنعتی مختلف در این خوشهها، شامل اشتراک اطلاعات، تخصصها و تجهیزات است که نهتنها به کاهش هزینهها و افزایش کارایی منجر میشود، بلکه فرصتهای جدیدی برای کارآفرینی فراهم میآورد. کسبوکارها در چنین محیطی میتوانند از منابع و دانش مشترک بهرهمند شده و محصولات یا خدمات جدیدی را ارائه دهند که به توسعه اقتصادی منطقه کمک شایانی میکند. یکی از مزایای مهم خوشههای بندری، توانایی آنها در ترکیب رقابت و همکاری است. در این فضا، واحدهای کوچک و بزرگ بهطور همزمان میتوانند رقابت کنند و همکاری نمایند تا سطح یادگیری و نوآوری را ارتقا دهند. این تعاملات باعث میشود تا نهتنها کسبوکارها، بلکه کل اکوسیستم صنعتی منطقه از رشد و توسعه بیشتری برخوردار شود. این امر بهویژه در ایران که دارای تنوع گستردهای از واحدهای کسبوکار خرد، کوچک، متوسط و بزرگ است، میتواند بهعنوان مدلی موفق در توسعه اقتصادی مطرح شود. با این حال، هنوز چالشهای زیادی در راه رسیدن به وضعیت مطلوب وجود دارد، از جمله نیاز به تقویت زیرساختها، بهبود قوانین و مقررات و ارائه تسهیلات مالی و اعتباری. در سطح جهانی، خوشههای بندری در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه بهعنوان موتورهای محرک رشد اقتصادی شناخته میشوند. دولتها با سیاستهای حمایتی و تشویقی مانند سرمایهگذاری در زیرساختها، ارائه تسهیلات مالی و اعتباری و ایجاد بسترهای قانونی و حقوقی مناسب، میتوانند نقش مهمی در تسریع فرایند توسعه این خوشهها ایفا کنند. این اقدامات نهتنها به جذب کارآفرینان و سرمایهگذاران به این مناطق منجر میشود، بلکه موجب شکلگیری یک اکوسیستم پویای کارآفرینی خواهد شد. در این اکوسیستم، کسبوکارها با اعتماد به نفس بیشتری فعالیت کرده و با بهرهگیری از فرصتهای موجود، به نوآوری و توسعه محصولات و خدمات جدید میپردازند. چالشهای پیشِ روی توسعه خوشههای بندری در ایران شامل کمبود زیرساختهای مدرن، نیاز به اصلاحات قانونی و حقوقی و محدودیتهای مالی است. با این وجود، وجود یک بستر تاریخی و فرهنگی مناسب و تعاملات قوی اجتماعی-صنعتی، فرصتهایی برای توسعه این خوشهها فراهم میکند. توجه به این چالشها و تلاش برای رفع آنها میتواند به تقویت هر چه بیشتر نقش خوشههای بندری در توسعه اقتصادی کشور منجر شود و مسیر را برای تبدیلشدن به یک بازیگر مهم در زنجیره ارزش جهانی هموار سازد. نتیجهگیری پژوهش حاضر بر آن است تا راهبردهای نفوذ به بازار زنجیره ارزش جهانی غلات با ایجاد خوشه صنایع تبدیلی و تکمیلی در بندر انزلی را تدوین کند. به این منظور در ابتدا، وضعیت صادرات و واردات گندم، جو، برنج و ذرت بهعنوان چهار غله راهبردی اقتصاد استان گیلان بررسی شدهاست. سپس با استفاده از مدل مفهومی و روش تحلیل لایهای، عوامل مؤثر بر نفوذ در زنجیره ارزش جهانی شناساییشدهاند. این عوامل شامل ابزارها و عملکردها، ساختارها و سیستمهای اجتماعی، باورها و گفتمانها و نمادها و استعارهها هستند. بهطور خاص، 10 عامل در لایه عینی، 8 عامل در لایه ساختاری و سیستمی، 5 عامل در لایه باورها و گفتمانی و 4 عامل در لایه نمادی و استعارهای بهعنوان عوامل مؤثر بر آینده سهم بازار ایران از زنجیره ارزش جهانی چهار نهاده منتخب معرفیشدهاند. راهبردهای استخراجشده در هر یک از لایههای چهارگانه میتواند تصویر بزرگتری از نقشه راه توسعه صادرات محصولات کشاورزی باشد و ابعاد مختلفی را دربر بگیرد. در این راستا جاری و اسفندیاری (1401) پنج پیشران مهم در راهبردهای کلان توسعه صادرات محصولات کشاورزی معرفی کردند. تقویت ساختاری و محتوایی در حوزه بازاریابی با 2 راهبرد در سطح اصلاح نمادها و استعارهها، بستهبندی بر اساس سلایق بازار با 1 راهبرد در سطح اصلاح نمادها و استعارهها، تولید محصولات باکیفیت صادراتمحور با 1 راهبرد در سطح اصلاح نمادها و استعارهها، برقراری روابط تجاری قوی با کشورها با 3 راهبرد در سطح باورها و گفتمانها و 4 راهبرد در سطح بهبود عملکردها و امکانات و ابزارها و تشکیل اتحادیه صنفی صادرکنندگان با 1 راهبرد در سطح اصلاح نمادها و استعارهها و 2 راهبرد در سطح بهبود عملکردها و امکانات و ابزارها همسویی دارد. شهبازی و همکاران (1397) در مطالعهای با نام نقش کارکرد برنامههای تشویقی دولت در عملکرد صادرات به این نتیجه رسیدند که برنامههای تشویقی دولت میتواند منجر به بهبود پارامترهای مرتبط با عملکرد صادرات شود. این در صورتی است که در راهبردهای استخراجی مقاله حاضر پیرامون برنامههای تشویقی دولت در چند حوزه مالی - مالیاتی (2 راهبرد)، آموزشی - ترویجی (5 راهبرد)، دیپلماسی - فرهنگی (8 راهبرد)، زیرساختی-فناوری (8 راهبرد)، قانونی - حقوقی (7 راهبرد) و مدیریتی - ساختاری (4 راهبرد) تبیین شدهاست. گستردگی راهبردهای ارائهشده در حوزههای مختلف بیانگر آن است که تنها راه برونرفت از شرایط فعلی در صادرات ایران، تنها تزریق منابع مالی به بنگاهها تحت عناوین مختلف در قالب برنامههای حمایتی نیست و باید به جنبههای مختلفی پرداخته شود. این دیدگاه میتواند به نگرش مدیران عالی کشور در ترسیم دورنمای واقعی صادرات کشور در حوزههای مختلف بهویژه بخش کشاورزی کمک کند و مانع بروز رانتهای خودخواسته یا ناخواسته در اقتصاد کشور شود. پژوهش حاضر بر نقش کارآفرینی در توسعه این خوشهها تأکید دارد، زیرا کارآفرینی میتواند به ایجاد نوآوری و بهرهوری بیشتر در فرایندهای تولید و بازاریابی کمک کند. نقش کارآفرینی در تقویت ساختارهای اقتصادی و اجتماعی، ایجاد فرصتهای شغلی جدید و تشویق به استفاده از فناوریهای نوین در خوشههای بندری نیز برجسته است. از اینرو، تقویت کارآفرینی میتواند زمینه را برای نفوذ به زنجیره ارزش جهانی غلات فراهم سازد و موجب ارتقا توان رقابتی بندر انزلی در بازارهای بینالمللی شود. کارآفرینی بهعنوان موتور محرک توسعه اقتصادی، میتواند با تقویت ظرفیتهای محلی و ارتقا سطح دانش و مهارتهای کارآفرینان، به تحقق اهداف توسعه پایدار در منطقه کمک کند. با توجه به یافتههای پژوهش، پیشنهاد میشود که برای بهبود و تقویت خوشههای صنایع تبدیلی و تکمیلی در بندر انزلی، یک کارگروه تخصصی با مشارکت نمایندگان دولت، بخش خصوصی و دانشگاهها تشکیل شود تا نظارت دقیقتری بر روند توسعه این خوشهها داشتهباشد و راهکارهای فوری برای مشکلات شناساییشده ارائه دهد. همچنین، با توجه به اهمیت مدیریت منابع، بهویژه آب، سرمایهگذاری در زیرساختهای سبز و فناوریهای نوین بهمنظور کاهش مصرف آب در فرایندهای تولید ضروری به نظر میرسد. ایجاد مراکز نوآوری و تحقیق و توسعه (R & D) در بندر انزلی میتواند به کارآفرینان و شرکتها کمک کند تا با استفاده از فناوریهای پیشرفته، محصولات و خدمات نوآورانهای ارائه دهند. افزون بر این، ارائه برنامههای آموزشی و توانمندسازی برای کارآفرینان محلی جهت افزایش مهارتهای مدیریتی، مالی و فنی میتواند توان رقابتی خوشههای بندری را بهبود بخشد. در نهایت، تدوین و اجرای سیاستهای حمایتی مالی و اعتباری بهمنظور جذب سرمایهگذاریهای داخلی و خارجی در این خوشهها، انگیزهای برای کارآفرینان فراهم خواهد کرد و به توسعه پایدار و نفوذ به زنجیره ارزش جهانی کمک خواهد کرد. همچنین با توجه به اینکه رونق خوشههای بندری میتواند تهدیدی جدی برای مدیریت منابع، بهویژه آب، به دوچندان شود، پیشنهاد میشود تا یک مطالعه جامع در زمینه راهکارهای توسعه پایدار خوشههای صنایع تبدیلی و تکمیلی غلات در بندر انزلی صورت گیرد تا از وقوع تهدیدهای جدی در آینده جلوگیری شود. سپاسگزاری ضمن تشکر از مسئولین دانشگاه گیلان برای فراهم آوردن این فرصت برای اجرای طرح تحقیقاتی با شماره 11/1283 تاریخ 24/1/1400 با همکاری اداره کل بنادر و دریانوردی، لازم به ذکر است که مقاله حاضر از نتایج این طرح تحقیقاتی اقتباس شدهاست.
[1]. Paraskevas et al. [2]. Puig et al. [3]. Kocsis [4]. Moeis et al. [5]. de Langen & Haezendonck [6]. Lee et al. [7]. Slack [8]. Wang & Meng [9]. De Langen & Visser [10]. Mangan et al. [11]. Zhou [12]. Zhau [13]. McLaughlin & Fearon [14]. Shao [15]. Wang & Zhang [16]. Hidalgo-Gallego et al. [17]. Kotowska [18]. Hang & Liu [19]. Xiao [20]. Riadh [21]. Zain [22]. Inayatullah [23]. www.irica.ir | ||
| مراجع | ||
|
منابع
ابراهیمپور، مصطفی؛ معصومی، سیّد سینا (1400). مدیریت زنجیره ارزش. گیلان: انتشارات دانشگاه گیلان.
پیمان، سیّد حسین (1401). امکانسنجی ایجاد خوشه صنایع تبدیلی و تکمیلی غلات با تأکید بر گندم، جو، ذرت و برنج در بندر انزلی. طرح پژوهشی اداره کل بنادر و دریانوردی گیلان.
جاری، سهیلا؛ اسفندیاری، مرضیه (1401). تدوین راهبردهای کلان توسعه صادرات کشاورزی با رویکرد آیندهپژوهی. مطالعات راهبردی سیاستگذاری عمومی، 12 (42)، 100-117. doi: 10.22034/sspp.2022. 251751.
حیدری، حسین؛ پاپزن، عبدالحمید؛ دربان آستانه، علیرضا (1397). تحلیل وضعیت خوشههای کسبوکار کشاورزی و توسعه آنها در ایران. کارآفرینی در کشاورزی، 5(2)، 125-140. doi: 10.22069/jead.2018.15252.1339.
رستمی، سحر؛ انوشه، مرتضی؛ درویشی سه تلانی، فرهاد؛ کشاورز ترک، عینالله؛ محمدحسینی، بابک (1402). تدوین مدل پارادایم توسعه کارآفرینی در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر: کاربست رویکرد آیندهپژوهی. مطالعات کارآفرینی و توسعه پایدار کشاورزی، 10 (3)، 95-116. doi: 10.22069/jead.2023.21087.1700.
شهبازی، حبیب؛ شکیبانیا، بابک؛ عباسیفر، اکرم (1397). ارزیابی کارکردهای برنامهها تشویقی دولت بر عملکرد صادرات. کاوشهای مدیریت بازرگانی، 10 (19)، 19-38.
قاسمی، حاکم؛ نیکو به، مهدی؛ شیرویهپور، شهریار (1400). راهبردهایی جهت بهبود سرمایه اجتماعی در ایران: رویکردی آیندهپژوهانه با کاربست روش تحلیل لایهای علتها. فصلنامه انجمن علوم مدیریت ایران، 16 (63)، 135-160.
References De Langen, P. W., & Haezendonck, E. (2012). Ports as Clusters of Economic Activity. In: The Blackwell Companion to Maritime Economics, W. K. Talley (Ed.), 638–655. Oxford, UK: Wiley-Blackwell. doi:10.1002/9781444345667 De Langen, P. W., & Visser, E. J. (2005). Collective action regimes in seaport clusters: the case of the Lower Mississippi port cluster. Journal of transport geography, 13 (2), 173-186. doi: 10.1016/j.jtrangeo.2004.04.010 Ebrahimpour, M., & Masoumi, S. S. (2021). Value chain management. Guilan: Guilan University Press. (in Persian). Ghasemi, H., Nikooye, M., & Shiroyepoor, S. (2021). Strategies to build up social capital in Iran: The application of Future-oriented approach of Casual Layer Analysis. Iranian journal of management sciences, 16 (63), 135-160 (in Persian). Heydari, H., Popzen, A., & Darban Astaneh, A. (2018). Analysis status of agricultural business clusters and their development in Ira. Journal of Studies in Entrepreneurship and Sustainable Agricultural Development, 5 (2), 125-140. doi: 10.22069/jead.2018.15252.1339 (in Persian). Hidalgo-Gallego, S., Nunez-Sanchez, R., & Coto-Millan, P. (2017). Game theory and port economics: a survey of recent research. J Econ Surv 31(3):854–877. doi: 10.1111/joes.12171 Inayatullah, S. (1998). Causal layered analysis: Poststructuralism as method. Futures, 30 (8), 815-829. doi: 10.1016/S0016-3287(98)00086-X Inayatullah, S. (2004). The causal layered analysis (CLA) reader. Theory and case studies of an integrative and transformative methodology, 1-52. Jashari, S., & Esfandiari, M. (2022). Development of macro strategies for the development of agricultural exports with a futures research approach. Strategic Studies of public policy, 12 (42), 100-116. doi: 10.22034/sspp.2022.251751 (in Persian). Kocsis, A. (2011). The role of port clusters in theory and practice. Regional and business studies, 3 (2 Suppl.), 51-60. Kotowska, I. (2017). The issue of evaluation of a competitive position of a port Enterprise. A case study of bulk cargo-port Szczecin. Econ Problems Serv, 17, 47–63 Li, W., Vanelslander, T., Liu, W., & Xu, X. (2020). Co-evolution of port business ecosystem based on evolutionary game theory. Journal of Shipping and Trade, 5 (1), 20. doi: 10.1186/s41072-020-00072-0 Mangan, J., Lalwani, C., & Fynes, B. (2008). Port-centric logistics. Int J Logistics Manage, 19 (1), 29–41. doi: 10.1108/09574090810872587 McLaughlin, H., & Fearon, C. (2013). Understanding port and regional relationships: a new cooperation/competition matrix. Marit Policy Manag, 40 (3), 278–294. doi: 10.1080/03088839.2013.782966 Moeis, A. O., Desriani, F., Destyanto, A. R., Zagloel, T. Y., Hidayatno, A., & Sutrisno, A. (2020). Sustainability assessment of the tanjung priok port cluster. International Journal of Technology, 11 (2), 353-363. doi: 10.14716/ijtech.v11i2.3894 Paraskevas, A., Madas, M., Zeimpekis, V., & Fouskas, K. (2024). Smart Ports in Industry 4.0: A Systematic Literature Review. Logistics, 8 (1), 28. doi: 10.3390/logistics8010028 Parliament Research Office. (2021). The necessity of change and transformation in the generation of ports in the country. Vice President of Infrastructure Studies (in Persian). Payman, S.H. (2022). Feasibility of creating a cluster of grain processing and complementary industries with emphasis on wheat, barley, corn and rice in Anzali port. Research project of the General Directorate of Ports and Maritime Affairs of Guilan. (in Persian). Puig, M., Wooldridge, C., & Darbra, R. M. (2014). Identification and selection of environmental performance indicators for sustainable port development. Marine pollution bulletin, 81 (1), 124-130. doi: 10.1016/j.marpolbul.2014.02.006 Riadh, M. (2024). The Role of Policies in Supporting the Development of Marine Logistics Industry Clusters. Collaborate Engineering Daily Book Series, 2(1 June), 76-82. Rostami, S., Anoosheh, M., Darvishi Se Talani, F., Keshavarz Turk, E., & Mohammadhossaini, B. (2023). Development of a paradigmatic model of entrepreneurship development in the field of renewable energy: Application of futures studies approach. Journal of Studies in Entrepreneurship and Sustainable Agricultural Development, 10 (3), 95-116. doi: 10.22069/jead.2023.21087.1700 (in Persian). Shahbazi, H., Shakibania, B., & Abbasifar, A. (2018). Assessing the Effects of Government Incentive Programs on Export Performance. Journal of business administration research, 10 (19), 19-38. (in Persian). Shao, W. (2013). Research on coordination mechanism of port service supply chain, Donghua University. Slack, B. (1985). Containerisation, inter-port competition, and port selection. Marit Policy Manag, 12 (4), 293–303. doi: 10.1080/03088838500000043 Wang, X., & Zhang, Q. (2013). Research on shipping cluster ecosystem-a case study of Dalian shipping service industry. Res Financ Issues, 10:26–33 Wang, Y., & Meng, W. (2004). Evolutionary game analysis on co-competition mechanism of supply chain. J Ind Eng/Eng Manage, 18 (2), 96–98. Xiao, R., Liu, S., Wu, L., Luo, M., Ma, R., & Li, J. (2023). Regional classification and competitiveness of port cluster: a case study of China's coastal ports. International Journal of Logistics Research and Applications, 1-18. Zain, R. M., Jeevan, J., Salleh, N. H. M., Ngah, A. H., Ramli, A., Zain, M. Z. M.,... & Dirie, A. N. (2024). Future opportunities for port city development: A reciprocal evaluation for competitive advantage for Malaysian seaports. Journal of Maritime Research, 21 (1), 265-282. Zhang, H., & Liu, W. (2017). Research on competitive advantages and strategies of port Enterprises in China. International Conference on Transformations & Innovations in Management. doi: 10.2991/ictim-17.2017.48 Zhao, N. (2012). Port Strategic Coordination. Zhejiang University Press, Hangzhou. Zhou, X. (2011). Research of port enterprises’ cooperative strategy on emergencies. International conference on management and service science. IEEE, Wuhan. doi: 10.1109/ICMSS.2011. 5998272 | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 583 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 338 |
||